بایگانی دسته‌ها: alternatives

برده داری متجدد از طریق بانکداری سرمایه سالار و بدیل های دموکراتیک آن

استاندارد

چگونگی بازتولید نظام برده داری در عصر جدید از طریق نظام بانکداری– اصول چهارگانه: ۱- بانک ها از هیچ چیز، پول یا اعتبار تولید می کنند. ۲ – آنها بهره روی این پولها یا اعتبارهای وام داده شده می کشند. ۳ – هیچ پولی برای بازپرداخت سود اضافی یا ربا بر بدهی ها تولید نمی شود بلکه مقروض ها از اموال و نیروی کار و جوانی و آینده خود و فرزندان خود برای باز پرداخت چند برابر اصل پولی که برای رفع نیازهای اساسی خود قرض کرده اند خرج می کنند. ۴ – تورم ناشی از بهره و تولید مازاد پول بیش از میزان ارزش حقیقی کالاها و خدمات قدرت خرید مردم را هر سال بیشتر از سال قبل تضعیف می کند.

راه حل: اقتصاد بدون بهره بدون اعتبار تولید شده مالی کاذب بدون بازارهای بورس بازی و قماری، پول باید توسط یک نهاد دموکراتیک مردمی متناسب با ارزش لازم برای تبادل کالاها و خدمات موجود تولید شود. ارزش سهام کارخانه های و شرکت ها باید متناسب با کارایی آنها توسط یک نهاد ملی-دموکراتیک تعیین شود نه تخمین های بازاری. مالکیت صنایع و منابع کلان نباید خصوصی شود هرچند بخش خصوصی می تواند به شکل قرارداد یا مقاطعه کار در تولید کلان و خدمات ملی مشارکت کند. صنایع و منابع و خدمات کلان باید توسط نهادهای صد درصد دموکراتیک دولتی تحت نظارت شوراهای ملی و محلی تنها مدیریت شوند. مالکیت منابع و صنایع و زیر ساختارهای یک کشور مانند مالکیت مشاع متعلق به تمامی اعضای یک جامعه است و قابل واگذاری به هیچ شرکت بزرگ یا کوچک خصوصی نیست. سرمایه گذاری های داخلی و خارجی تنها به شرط حفظ مالکیت منابع و منافع مالکین – مردم – قابل قبول است. برای جلوگیری از فرار سرمایه ها به کشورهایی که حاضرند خلاف منافع مردم خود به قراردادهای ننگین تن دهند باید نظام تجارت عادلانه بین کشورها برقرار شود (نظام تجارت جهانی آزاد جز نابرابری و استضعاف کارگران نیافریده است). در هر کشور و بین کشورها نظام جامع مالیاتی باید وضع شود و این نظام نیز باید تحت نظارت کاملن دموکراتیک نهاد های ملی و مدنی باشد.

Advertisements

جنبش تسخیر وال استریت فقط در خیابان ها نیست

استاندارد

جنبش تسخیر وال استریت فقط در خیابان ها نیست. در ماه گذشته طی یک مقاومت مدنی بیش از ۶۵۰ هزار آمریکایی با بیرون کشیدن پولهای خود از بانک های بزرگ رانت خوار و فاسد به اتحادیه های اعتباری و بانک های کوچک محلی پیوسته اند. بازارهای مالی همچنان دچار نوسانهای غیر قابل پیش بینی بوده، صهیونیست ها و تندروهای محافظه کار برافروختن یک جنگ جدید را راه حل می دانند. اروپایی ها دست به دامان چین شده اند و نسخه های ریاضت اقتصادی را که به جهان سومی های بی نوا حواله می کردند اکنون برای ملت های بحران زده خود می پیچند. سایه رکود جهانی اما این بار بر چین هم سایه افکنده و بسته های مالی تقویتی مبتنی بر وامهای کلان هم در خوش بینانه ترین حالت اثری بیش از اثر بسته های قبلی دو سال گذشته نخواهند داشت. زمینه برای دست راستی های اروپایی و فاشیست ها جهت ربودن ناراضیتی های مردم و مقصر دانستن مهاجرین خصوصا مسلمانان فراهم تر شده و در این میان این تنها جنبش های تسخیر هستند که معتقدند نظام های اقتصادی نیاز به اصلاحات ساختاری دارند و بدیل وضع موجود دموکراسی حقیقی است و جدایی نهاد سیاست از نهاد اقتصاد و پول . این جدایی بدون دموکراتیزه کردن عمیق هردو نهاد اقتصاد و سیاست، جدایی موقتی و ناپایدار مانند زمان دولت رفاه رزولتی و اقتصاد کینزی خواهد بود. اگر نظام سرمایه داری خواهان اصلاح شدن نیست مردم خود باید بدیل را از طریق تاسیس نهادهای خودجوش جدید دموکراتیک و مشارکتی پدید آورند. فعالان اجتماعی ایرانی بجای فاصله گرفتن از این جنبشها – مثل مارگزیده هایی که چون رژیم ظاهرا ازاین جنبشها ابراز خشنودی می کند پس باید این جنبشها را نادیده گرفت!! به دفاع و آموختن از آنها بپردازند. دوران پرستش بازار آزاد – چه از نوع آمریکایی چه مدل چینی – در ذهن مترقی ترین نیروهای فکری جهان به پایان رسیده است. همانطور که دو دهه پیش کمونیسم ودولت گرایی مفرط فروپاشید. این دولت و بازار هستند باید در خدمت مردم و جامعه مدنی باشند نه برعکس!

تعریف هژمونی به زبان ساده

استاندارد

تعریف هژمونی: وقتی قربانی به نفع ستم گر عمل می کند و تصور می کند به نفع خودش عمل کرده است!

انیمیشن کوتاه زیر در قالب بخشی از داستان سپید برفی دستگاه شستشوی مغزی نظام سرمایه داری – یا همان هژمونی به قول گرامشی – را به نمایش می گذارد. آمریکایی بیچاره ای که خانه اش را در بحران مالی از دست داده است به جای پیوستن به جنبش تصرف وال استریت هم چنان به سرمایه داری ایمان دارد و رای خود را به نفع میلیارد ها در مخالفت با طرح مالیات سرمایه داران به صندوق می ریزد. کم نیستند کسانی از ما که نه سرمایه دار بوده و نه خواهیم شد اما در توهم بر تر بودن نظام سرمایه داری به سر برده و تحت تاثیر ایدئولوژی های مسلط به نفع این نظام و سلطان های آن که بهره های میلیاردی از آن می برند حرف می زنیم و عمل می کنیم. گاهی تصور می شود که شخص از کاسه آش داغ تر باید خود یک میلیاردر یا حد اقل میلیونر باشد که سنگ چنین نظامی را این چنین بی صبرانه به سینه می زند اما وقتی کمی با وی صحبت می کنی می بینی خود از قربانیان این نظام است. دلش به چهارتا آشغالی که از بازار سرمایه داری  با پول حقوقی که ده برابر آن را مستحق بوده خریده خوش است و سعی می کند نداند که همین آشغالها توسط کارگران جهان سوی تحت استثمار با حقوق یک دلار در روز تولید شده اند و بعد مداوم مثل یک عروسک کوکی تکرار می کند که آلترناتیو سرمایه داری کجاست؟ یک زمانی نظام کمونیستی ادعای الترناتیو بودن کرد که نابود شد! سرمایه داری کامل نیست اما بی جانشین است! وی هر گز از خود نمی پرسد که با صرف چه هزینه هایی و با ارتکاب به چه جنایاتی این نظام هر گونه جانشین خود را نابود کرده و مقاومتهای مردمی را در هم شکسته است.

هر صبح من در آن سمت نادرست سرمایه داری چشم باز می کنم!

Read the rest of this entry

جنبش تصرف وال استریت

استاندارد

با پیوستن گروههای مختلف اجتماعی از جمله اتحادیه ها به جنبش تصرف وال استریت اکنون نهضت وسیع تری تحت عنوان جنبش «تصرف همراه باهم» شکل گرفته که بزرگ تر از آن است که توسط رسانه های جمعی نادیده گرفته شود. به نظر نمی رسد که تصرف کنندگان وال استریت قصد جمع کردن بساطشان را به این زودی ها داشته باشند. جنبش از ارائه یک خواسته واحد مشترک یا یک راه حل تکنوکراتیک خاص یا استفاده از یک چارچوب ایدئولوژیکی پرورده شده در آستین روشنفکران نخبه پرهیز می کند ضمن این که حمله خود به سرمایه داری را از زاویه های مختلف حقوق بشری، حقوق شهروندی، عدالت طلبی، دموکراسی و … تنظیم کرده است. جنبش فوق که البته از جهان جنوب نشات گرفته با جهانی شدنش نقطه عطفی در تاریخ مقاومت علیه سرمایه سالاری است از آن جا نشان می دهد پارادایم پوسیده سیاه و سفید «هرکس علیه سرمایه داری است پس باید کمونیست یا مارکسیست باشد » دیگر کارایی ندارد. سرمایه داری اکنون خود را در برابر جنبش یا جنبش هایی یافته که حتی در ساختار سازمانی خود نیز بدیل این نظام را ارائه می دهند (سازماندهی های افقی و مشارکتی و شبکه ای و متکثر و دموکراتیک و بدون سلسله مراتب در تصمیم گیری با آگاهی فراطبقاتی ضمن توجه به نابرابری های طبقاتی). افزایش نابرابری های اجتماعی در غرب ماهیت ضد دموکراتیک سرمایه داری را به اثبات رسانده است. جنبش های فوق به عبارتی به دموکراسی حقیقی مورد نظر خود بدون تقلیل آن به سیطره این یا آن حزب چپی یا راستی جایگاهی ویژه بخشیده و آن را به عنوان بدیل هم سرمایه سالاری و هم نظامهای دیکتاتوری ظاهرا ضد سرمایه سالار می خواهند.
http://www.occupytogether.org/

بانکداری اسلامی، روبه گسترش

استاندارد

منبع: مجله بیزینس ریپورت

ترجمه: عبدالحامد حسینی (نسخه  1.0)

بانکداری اسلامی در سالهای اخیر به یکی از بخشهای سریعن درحال رشد در صنعت مالیه جهانی تبدیل شده است و انتظار می رود تا در آینده ای نزدیک نقشی روبه گسترش را بازی کند.

بانکها و نهادها مالی که با قوانین اسلامی اقتصاد مطابقت می کنند از خود قدرت انعطاف پذیری و بازسازی خیره کننده ای  را، از زمانی که اقتصاد جهانی دچار بحران در سال 2008 شد، به نمایش گذارده اند. این در حالی است که بحران مذکور دهها بانک معروف در سرتاسر جهان به خصوص در ایالات متحده را به ورطه ورشکستگی کشانید.

Read the rest of this entry

معرفی کتاب جهانی شدن

استاندارد

معرفی کتاب

جهانی شدن های بدیل

نوشته: دکتر حامد حسینی (2010) چاپ انتشارات رَوتلج، نیویورک

زبان اصلی: انگلیسی

http://www.routledge.com/books/details/9780415494762/

از زمان پایان جنگ جهانی دوم، تحولات اجتماعی عظیمی در سراسر جهان بطور مکرر بقای ایدئولوژی های مدرن را به چالش کشیده اند. تأسیس دولت رفاه در غرب به همراه دخیل کردن طبقه کارگر در منافع نظام سرمایه داری و سپس ظهور چپ جدید در دهه 60 و 70 میلادی با دلبستگی های فراماتریالیستی، بسیاری را متقاعد ساخت که عصر ایدئولوژی ها به پایان رسیده است. ایدئولوژی های سیاسی-حزبی غالب در آن زمان به بحران مشروعیت دچار شده و مقبولیت خویش را در میان عامه مردم از دست می دادند. احزاب و اتحادیه های به طور مشهودی اعضای فعال خویش را از دست داده کوچک تر و کوچک تر می شدند. پایان جنگ سرد در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 حادثه دیگری بود که اگر نه دقیقا پایان ایدئولوژی اما حداقل پایان نزاع بین ایدئولوژها را نوید می داد. گسترش لیبرال دموکراسی پس از پایان جنگ سرد همراه با ظهوردست آورد های بی نظیر اقتصادی (به لحاظ رشد نجومی حجم معاملات و درآمد جهانی) عده بسیاری از نخبگان، رسانه های جمعی و سیاستگذاران را چنان مشعوف نمود که دیگر بدیلی برای وضع موجود تصور نمی کردند. همه چیز دلالت بر برحق بودن جهانی سازی بازار داشت؛ ایدئولوژی که اکنون دیگر با اتکاء به زبان اقتصاد نوکلاسیک نه یک ایدئولوژی بلکه علمی معتبر شناخته می شد

Read the rest of this entry