بایگانی دسته‌ها: درس نوشته های جامعه شناسی

از اعترافات سلاطین اینترنت تا شعار مرگ بر فلسطین در ایران

استاندارد

ایون ویلیامز یکی از موسسین توئیتر در مصاحبه ای در ماه می 2017 به نیویورک تایمز می گوید که: » من زمانی تصور می کردم که وقتی هر کس بتواند آزادانه اطلاعات کسب کند و آزادانه ابراز عقیده کند، دنیای بهتری خواهیم داشت. من اشتباه می کردم»

همان ماه مارک زوکربرگ موسس فیس بوک در نطقش در دانشگاه هارواد وقتی که آرزوهای دوران تحصیل اش را بیان می کرد عنوان داشت که «من آن زمان دلم می خواست تمام جهان را به هم متصل کنم… نمی خواستم که شرکت بسازم. می خواستم که تاثیر گذار باشم.». … » این نظام دارای یک مشکل اساسی است. این که من از این مکان (دانشگاه) فارغ التحصیل بشوم و بتوانم ظرف ده سال میلیاردها دلار درآمد کسب کنم و در عین حال میلیونها نفر فارغ التحصیل مانند من نتوانند وام تحصیلی خود را باز پرداخت کنند!.» «میلیونها شغل توسط اتوماسیون از بین می روند…»

این اعترافات به تناقض هایی است که دگر از کسی پوشیده نیستند. از همه مهمتر در عصر به اصطلاح اطلاعات آزاد بنا بود دموکراسی جهان گسترشود و یکی از مشکلات اساسی سرمایه داری به اعتراف طرفدارانش که عدم وجود اطلاعات کامل برای مصرف کنندگان و تولید کنندگان بود که باعث می شد بازار آزاد نتواند درست کار کند بر طرف شود. امروز اما اینترنت به همان میزان می تواند به پوشاندن حقیقت کمک کند که به کشف آن.

👈اما این که این عصر شاهد جهانی شدن دشمنان شماره یک فرهنگ جهان شمولی یعنی خودکامگی، ملی گرایی افراطی و پوپولیسم شده است را چه گونه می توان توضیح داد؟

علت العلل اش نه تناقضات عصر ارتباطات بلکه در تناقضات نظام سرمایه است که در آن انسان ها بیشتر و بیشتر منفرد و منزوی و مضطرب شده و در نتیجه احساساتشان آماده بهره برداری می شود. کافی است که به آنها گفته شود که عامل اصلی بیچارگی هایشان نه سرمایه داری، نه امپریالیسم، نه دولت خودکامه کشورشان بلکه که کارگر مهاجر یا جوامع دیگر دنیا هستند. مفت خورهایی که ثروت شما را غارت کرده یا در صدد غارت کردنش هستند.

اگر صرفن نابرابری اعتراض می آورد، بایستی شاهد رشد عدالت خواهی و دموکراسی طلبی می بودیم، اما وقتی نیستیم و می بینیم که قربانیان بی عدالتی، نابرابری علیه دیگری را می خواهند و به خود برتر بینی دچارند، این یعنی دستهایی از آب گل آلود نابرابری ها برای خود ماهی می گیرند.

از قربانی نابرابری انتظار می رود که حس همدردی اش تقویت شود اما در نظامی که نو لیبرالیسم، فرد محوری شخصیتی و منفعت طلبی اقتصادی و مصلحت گرایی سیاسی را جا انداخته، به جای حس همدردی، حس تحقیر فردی و نژادی رشد کرده است.

تحقیری که درمانش را خودکامگان اینده وقتی که مشروعیت دولت‌های لیبرال در غرب و دولتهای شبه لیبرال در شرق در حال اضمحلال است، در تقویت برتری جویی به او تلقین می کنند. درمانی که خود دردی به مراتب کشنده تر خواهد داشت.

اما اعتراض مستلزم انسجام اجتماعی بین معترضین و تقویت انگیزه برای غلبه بر ترس و برای ایثار است. چگونه می توان چنین چیزهایی را در انسانهای منزوی که ارزشهای جمعی خود را در اقتصاد دلالی و مصرف محور از دست داده اند، یک تعهد عمل جمعی و مبارزه ایجاد کرد؟‌

راه حل اش را پوپولیسم می داند. بر حس تنفر سرمایه گذاری کن و آنرا نه علیه منشأ حقیقی مشکلات که بر علیه دیگری ناهم خون و ناهم خاک هدایت کن.

توهمی به نام قومیت یا ملیت را پر رنگ کن. قومیت و ملیت به خاک و خون تعریف می شوند و کمتر کسی می تواند آنها را تغییر دهد. مقدس کردن آنها می تواند انسجام لازم و امکان غلبه بر تحقیر و ترس را در میان قربانیان نابرابری زنده کند.

از گذشته شان اسطوره های قدرت و اقتدار و کبر بساز. اسطوره های قدرتمندی که همه «پدران» قدرتمند و مهربان بوده اند و اقتدار و عظمت را برای ملت یا قوم شما به ارمغان آورده اند. معادلهای امروزین آنها را در میان خود جستجو کنید. رهبران کاریزماتیک پوپولیستی که معضلات پیچیده شما را با راه حل های ساده رفع خواهند کرد!

شعارهای «مرگ بر فلسطین» به جای مرگ بر سرمایه سالار و «درود بر رضا شاه» به جای درود بر مصدق را نمی توان در چنین زمینه ی تاریخی رشد جهانی نوفاشیسم بر گرده نارضایتی‌ها با خونسردی و خوش بینی به نام لجبازی عوامانه ناچیز دانست.

در حالیکه فرصت درک دردهای مردم و احیای انسجام همه شمول بر محور عدالت و آزادی و عرفان و تعاون در حال رخت بر بستن است، گویا جامعه مدنی ایرانی هنوز در رویای تحقق ارزش های لیبرالی اش به سر می برد.

Advertisements

فربه تر از دین

استاندارد

این مقاله در پاسخ به مقاله فربه تر از ایدئولوژی دکتر سروش در سال 1373 (در سن ۲۳ سالگی) نوشته شد. مقاله به مجله کیان برای انتشار فرستاده شد. مجله رسما از انتشار آن ممانعنت ننمود. اماجناب شمس الواعظین ادعا کردند که مقاله را برای خواندن برای فردی فرستاده اند و گم شده  است! این پاسخ حمل بر عدم تمایل مجله گردید و لذا نسخه دیگری برای ایشان فرستاده نشد. مقاله همچنین به مجله ایران فردا متعلق به ملی مذهبی ها فرستاده شد. مقاله را بیش از حد تعریفی و انتزاعی یافتند و لذا از انتشار آن در مجله ایران فردا نیز خودداری نمودند. «فربه تر از دین»  فرصت انتشار دیگری پیدا نکرد تا 29 خرداد سال 1378 در روزنامه ایران و آنهم با عنوان دین و ایدئولوژی در اندیشه شریعتی!. اخیرا تنها بخش هایی از مقاله را توانستم بیابم و اسکن کرده در اینترنت آرشیو نمایم. ازدوستانی که بتوانند از طریق آرشیو کتابخانه های ایران بنده را  درتکمیل این سند یاری رسانند بی نهایت سپاسگذار خواهم بود.

جامعه شناسی مرگ طبیعت!

استاندارد
 مدتی است که خشک شدن بسیار تاثر برانگیز دریاچه ارومیه و سایر منابع آبی و رودخانه ها و کمبود آب شرب و زراعی به حق به موضوع نگرانی مردم ایران خصوصا معترضین به وضع موجود شده است. افزوده شدن نگرانی های زیست محیطی حد اقل در مقیاس قابل مشاهده شده در سالهای اخیر بسیار مبارک است چرا که یکی از انتقادات وارد به جنبش های تحول خواه ایران این بوده است که توجه لازم به محیط زیست ایران را نداشته چه رسد به آنکه خود برنامه ای برای نجات محیط زیست کشور از فجایعی که شاهد آن بوده ایم داشته باشند.

📌گسترش توجهات و آگاهی ها و اعتراضات نسبت به خشکی دریاچه ها و  رودخانه ها و آبگیر های طبیعی ایران مانند زاینده رود و هامون و کارون همگی نشان دهنده افزون شدن بلوغ فکری این فعالان است.

با این حال در این راستا به نظر می رسد نکات بسیار مهمی وجود دارند که نادیده انگاشته شده و گویی نوعی سطحی نگری و سیاست زدگی سایه خود را بر سر این تحولات انداخته است

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

📌عوامل خشک شدن دریاچه ارومیه وسایر منابع آبی این کشور بسیار وسیع تر و عمیق تر و تاریخی تر از آن هستند که به کوتاهی های مدیریتی محدود شوند هرچند که شیوه های مدیریتی نقشی به سزا در تخریب طبیعت ایران داشته اند. سهم فرهنگی مردم عادی و گسترش سود طلبی و بی توجهی به محیط زیست و گسترش ایده های ضد محیط زیستی تجدد گرایانه و سرمایه سالارانه و عطش برای صنعتی کردن و بازاری کردن و خصوصی سازی کردن نه تنها درمیان دولت مردان حاکمیت بلکه حتی در میان روشنفکران و تحصیل کردگان و کارآفرینان و صاحبان صنایع و مشاغل را نیز باید به لیست بلند عوامل اجتماعی خود بیافزاییم

📌راحت است چشم ها را بر عوامل ریشه دار فجایع زیست محیطی ببندیم و خود و دولت های قبلی مورد حمایت خود را بری از هر گونه خطا دانسته و سطحی نگرانه بخش محدودی از تاریخ سیاست گذاری ها را مقصر بدانیم.

📌جهان اکنون شاهد تحولات فاجعه آمیز زیست محیطی در اثر گرمایش زمین است و بخش کوچکی از آن تنها خشک شدن دریاچه ها و رودخانه ها خصوصا در مناطق گرمسیر مانند ایران و طولانی شدن خشک سالی ها و طوفانهای شنی و سونامی ها و گردبادهای دریایی و به زیر اقیانوس رفتن جزایر و آب شدن یخ های قطبی و یخچالها و کاهش بارندگی برف در ارتفاعات می باشد.

📌سیاست های توسعه اقتصادی دهه های اخیر در بسیاری از کشورها جهان شمال و جنوب باعث تشدید در مصرف سوختهای فسیلی و افزایش گازهای گلخانه ای شدند. از طرف دیگر از میان سیاست های توسعه نولیبرالی که در بسیاری کشورهای جهان سومی تشویق شدند ساختن سده ها بوده است. وامهای کلانی از جانب بانک جهانی به کشورهای مانند ایران و هند پرداخت شد. عطش دولت سازندگی و سپس دولت های بعدی برای ساختن سد های بی مورد که به شدت تنوع گیاهی و حیوانی و زیستی و فرهنگی مردمان بسیاری را تحت تاثیر قرار داد از جمله عواملی هستند که شرایط اسفبار امروزی انجامیده اند. خصوصی سازی مراتع و منابع طبیعی و اتخاذ سیاست های مشوق صادرات و کاهش بودجه های حفاظت از محیط زیست به عنوان بخشی از پروژه کوچک سازی دولت و کاهش معیارهای محیط زیستی برای ارزیابی پروژه های توسعه منطقه ای مانند سد سازی و جاده سازی و غیره همه و همه در پدید آمدن شرایط حاضر مقصر بوده و به دولت حاضر «محدود» نیستند.

📌از این رو  از روشن اندیشان ایرانی انتظار می رود تا اکنون که به مشکلات محیط زیستی توجه بیشتری می نمایند از سطحی نگری و سیاست زدگی در این مسیر به پرهیزند و نگاه عمیق تر به مسئله داشته و ابعاد جهانی و بین المللی و اقتصادی قضیه را مورد توجه قرار دهند.

📌 اسنتثناء گرایی ایرانی مشاهده شده در میان برخی از معترضین (که توگویی هر چه اتفاق می افتد صرفن ریشه در سوء مدیریت های یک دولت خاص تنها درون مرزهای ایران دارد) باعث کاهش توان ایشان در داشتن نگاه مستقل و راه حلهای موثر و عملی می شود. جنبش های محیط زیست گرا و مردم خصوصن جوانان و تحصیل کردگان در ایران باید در صدد گسترش ابعاد فعالیت و دیدگاههای خود از طریق وصل شده به جنبش های محیط زیستی جهانی باشند هر چه بیشتر سیاست های کلانی که مانع از بریدن ما از اعتیاد به نفت و گاز و از حرکت وسیع و عمیق به سمت انرژی های پاک می شوند را زیر سوال برند.

📌بهبود روابط با اروپا در ماههای آتی باید در مسیر تحقق حقوق زیست محیطی مردم و نه تداوم اعتیاد اقتصادی ایران و اروپا به نفت شود. حرکت وسیع به سمت انرژی های تجدید پذیر با تکیه بر آخرین دست آوردهای فنی اروپایی و توسعه بیشتر آنها به دست توانمند متخصصین ایرانی زمینه رشد سریع اشتغال برای جوانان بدون افزایش گازهای گلخانه ای را فراهم میکند.

📌اعتیاد به نفت نه تنها اقتصاد ایران را وابسته و آسیب پذیر کرده بلکه طبیعت ایران و جهان را به سهم خود به عنوان یکی از بزرگترین مولدین سوختهای فسیلی تخریب می نماید و به تشدید خشکسالی و نزاع بر سر آب در منطقه می انجامد.

مکتب انتقادی-جامعه شناختی دکتر علی شریعتی 1

استاندارد

اندیشه های اجتماعی و جامعه شناختی دکتر علی شریعتی چه نسبتی با مکاتب جامعه شناختی امروز خصوصن مکتب انتقادی و پسا مدرن دارند. این مقاله منتشر شده به سنه 1379 در دو قسمت سعی در پاسخ گویی به این سوال دارد.

مکتب انتقادی جامعه شناختی دکتر علی شریعتی 2

استاندارد

اندیشه های اجتماعی و جامعه شناختی دکتر علی شریعتی چه نسبتی با مکاتب جامعه شناختی امروز خصوصن مکتب انتقادی و پسا مدرن دارند. این مقاله منتشر شده به سنه 1379 در دو قسمت سعی در پاسخ گویی به این سوال دارد.

آمریکا، تروریسم و گردباد آیرین: قرنی که نکوست از دهه اولش پیداست!

استاندارد

دکتر حامد حسینی

در آستانه دهمین سالگرد حمله تروریستی به برجهای تجاری نیویورک آمریکا قرار داریم. ایالات متحده مشغول تدارک مراسم سالگرد واقعه ای است که در ابتدای قرن بیست و یکم اتفاق افتاد و نقطه عطفی در تاریخ سیاست جهانی گردید و مبدا شکل گیری نظم یا بی نظمی نوین جهانی دیگری شد. اما درست در چنین روزهایی، اخبار حاکی از وقوع حادثه سهمگین دیگری هستند. باز هم نیویورک و این بار وسیع تر از نیویورک سواحل شرقی. این بار هم ابرقدرت جهان توان مقابله با این حادثه را که بنا بر تخمین ها ۸۰ هزار خانه و ۳۵ میلیارد دلار دارایی را تهدید می نماید ندارد. تا همین حالایش حدود نیم میلیار خسارت به باهاماس وارد کرده، هفت نفر را در کالورینا کشته و برق را بروی ۷۳۰ هزار نفر قطع نموده است . راهی جز تخلیه منازل و مغازه ها برای مقابله با چنین غولی نیست

Read the rest of this entry

بصیرت جامعه شناختی: فرزند بحران

استاندارد

دوره های تحولات عظیم اجتماعی و بحرانهای کلان اقتصادی عموما دوره هایی هستند که بسیاری را از خواب بیدار نموده و بصیرت جامعه شناختی ایشان را تحریک می نمایند. سی رایت میلز (۱۹۵۹) ،جامعه شناس شهیر آمریکایی، این نکته را با ارجاع به دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در دهه سی به ما یاد آوری می کند. گویی امروز نیز سایه همچنان مستدام بحران های مالی و اقتصادی و عواقب سیاسی آنها و آشوبهای روبه افزون شونده اجتماعی از قاهره گرفته تا لندن باز ما را بر آن می دارند تا بیاندیشیم شاید بینش های جامعه شناسی مان مجددا نیاز باز سازی و خانه تکانی دارند.

 به قول سی رایت میلز، چون در دهه ۱۹۳۰ نرخ بیکاری در ایالات متحده و به طور مشابه در سایر کشورهای سرمایه داری به ۲۵ درصد رسید، تاثیر نیروهای عظیم اجتماعی بر زندگی مردمان عامی برایشان نمایان تر گردید. بسیاری بجای آنکه ریشه مشکلات را شخصی دیده و انگشت ملامت به سوی خویش دراز نمایند، رویکردی جامعه شناسانه را در پی گرفته و از خود پرسیدند براستی چه شد که اقتصاد مان به تلاشی گرایید و کسب و کارمان به تباهی؟

 

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

Read the rest of this entry

رساله کارشناسی ارشد- محافظه کاری اجتماعی دانشجویان دانشگاه مشهد- فصل پنجم

استاندارد

«همانگونه که مارکس ابعاد آزادی بخش هگلیسم را که قبلا تحت سلطه ابعاد محافظه کار آن قرار داشت استخراج نمود و توانست با استفاده از آن دیدگاه چپ و هگلیسم جدید را ارائه دهد، به همان ترتیب می توان فراتر رفتن از جامعه شناسی معاصر کلاسیک را برای دستیابی به جامعه شناسی نو یا رادیکال ممکن دانست» … جامعه شناسی اکادمیک حتی با ساخت بسیار محافظه کارش هنوز دارای ابعاد سیاسی آزادی بخش می باشد.، که می تواند در دگرگون سازی جامعه مفید واقع گردد»

گلدنر 1368 ص 483

رساله کارشناسی ارشد- محافظه کاری اجتماعی دانشجویان دانشگاه مشهد- فصل ششم (تا نیمه)

استاندارد

«تجدد را می توان چون کالایی از خارج وارد کرد، اما تمدن کالای وارداتی نیست که به توان به سرزمینی آورد. تمدن کشتی است که تخمش را باید در زمین شخم زده آماده حاصلخیز خود افشاند و کار کرد تا بروید … »

شریعتی 1373 ص 44

بازگشت شرق شناسی استعماری

استاندارد

 استفاده امروزین از اصطلاح شرق شناسی مدیون نظریه ی پروفسور ادوارد سعید در مورد «مرموز سازی» (exoticization) شرق (خصوصا خاورمیانه) در آثار مردم شناسی و جامعه شناسی غربی است که در دوران استعمار آغاز گردید و به قول سعید همچنان ادامه داشته است. در این آثار که تصور بسیاری از روشنفکران شرقی را نسبت به فرهنگ خود متاثر نموده است، روابط قدرت بین شرق و غرب و درون هریک نادیده انگاشته می شود. مردم شناسی و جامعه شناسی شرق شناسانه، شرق را به مکانی مرموز بدون سازمان، غیر عقلانی و احساسی و شهوت پرست (erotic) و حیوانی و ابتدایی تقلیل می دهد در حالیکه غرب، مبدا تمدن است و خرد برتر و دارای ریشه های تاریخی مجزا از شرق. انسان شرقی خصوصا مردش، شهوانی و کم خرد است و زنش یک قربانی در اسارت چنین مردی که باید توسط نیروهای متمدن ساز غربی رها گردد. رهایی زن شرقی، رهایی شرق است و انسان شرقی.

9780394740676

از نظر سعید، آثار شرق شناسانه تامین کننده توجیهات ایدئولوژیک برای امپریالیسم غرب بوده اند. ادوارد سعید متاثر از میشل فوکو یک گفتمان قدرت را در پس زمینه تبیین های مردم شناختی و جامعه شناختی از کشورهای شرقی تشخیص می دهد. وی اخطار می دهد که بلای شرق شناسی همچنان در عصر جدید در شکل گیری تصور غرب صنعتی از کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته نقش ایفا می کند. با این حال، از زمان انتشار آثار سعید، مردم شناسی و جامعه شناسی از این دیدگاه انتقادی متاثر شده و از دهه های 70 و 80 نگاه سعید در پژوهشهای فرهنگی هرجا که فرآیند «دیگری سازی» از موضع برتری جویانه )هژمونیک) صورت می گیرد (از جمله مطالعات نژاد گرایی و نابرابری قومیتی) به عنوان یک چارچوب نظری یا مفهومی انتقادی استفاده می شود. شرق شناسی سعید در فهم نقش رسانه های جمعی غرب در بر انگیختن احساسات دلسوزانه و مؤید جنگ در خاورمیانه علیه تروریسم اسلامی نیز استفاده شده است. طالبان که قدرت یابی خود را مدیون غرب بود به ناگاه به عنوان یک نیروی سیاه تاریخی معرفی شده و از همه مهمتر سنگسار و کتک زدن زنان و خانه نشین کردنشان به عنوان یکی از شواهد اصلی شیطانی بودن این نیروی پلید در رسانه های غربی پررنگ می شود. فروش کتابهای رمان که بیان کننده زندگی اسف بار زنان مسلمان در خاورمیانه است، رکورد دار بازارهای کتاب شده تا بدانجا که داستانهای ساختگی به عنوان واقعی، به افکار عمومی غربیان غالب می شوند. افکار فمینیستی که هم چنان در غرب زیر ضرب هستند، به ناگاه برای جهان شرق و اسلام، یک نیروی آزادی بخش تلقی می گردد.

دیدگاه سعید با رشد انقلابهای جهان سومی در نیمه دوم قرن بیستم همراه و هم صدا شد و – مستقیم یا غیر مستقیم- از ظهور ایدئولوژی های بازگشت به خویشتن (آل احمد، شریعتی، امه سزر، فانون …) ملهم گردید. بطور متقابل نسلی از جامعه شناسان، مردم شناسان، روشنفکران و حتی سیاست مداران شرقی در دوران پسا استعمار به دیدگاههای سعید تکیه زده و بسیاری از دانشکده هایی علوم اجتماعی و انسانی به تدریس اندیشه وی هم در غرب و هم در شرق پرداختند. با این حال پس از به پیروزی رسیدن بسیاری از انقلابهای جهان سومی و به روی کار آمدن دولتهای به اصطلاح ملی ضد استعماری یا ضد امپریالیستی و استفاده یکجانبه از اندیشه های انتقادی سعید در بسیج افکار عمومی علیه کلیت غرب (تحت عناوینی چون تهاجم فرهنگی) و توجیه استبداد داخلی، دیدگاه سعید نیز مانند پارادایم جهان سوم گرایی (پارادایم جنوب) در بسیاری از کشورهای شرقی در میان روشنفکران مستقل اندیش با افول مواجه شد هرچند توانست به خوبی در غرب در میان چپ های جدید به حیات خویش ادامه دهد. سرکوب زنانی که خود از پایه های اصلی این انقلابها در شرق بوده اند در دوران پسا استعمار یا بعد از انقلاب ها، بار دیگر بر تقویت دیدگاههای شرق شناسانه در مورد شرق ضد زن صحه می گذارند و ابزاری ایدئولوژیک در درست رسانه های غربی و شبه روشنفکران ماهواره ای برای توجیه جنگ طلبی های جدید غرب علیه مستبدین می شوند.

از این رو مدتی است که از زمان تسریع جهانی شدن سرمایه داری نولیبرالی، جنگ علیه تروریسم به اصطلاح اسلامی و ظهور امپریالیسم نوی بازار محور و قدرت گیری شرکتهای چند ملیتی و برملا شدن وابستگی های نهان و آشکار مستبدین داخلی (به اصطلاح ضد غربی) به گسترش بازارهای سرمایه داری و نفوذ نخبگان جهانی (طی فرآیند هایی چون خصوصی سازی و مالی سازی)، سعید و نظریه (ضد) شرق شناسی اش درخشندگی خویش را مجددا بازیافته اند. میراث سعید که در غرب انتقادی و چپ همچنان حفظ شده، با ملاحظات جدیدی می تواند مجددا بستر بحث و گفتگو و تحلیل و تبیین ابعاد فرهنگی جهانی سازی سرمایه داری را فراهم نماید و به تقویت مجدد چپ در شرق کمک نماید.

با این حال دیدگاه سعید نیاز به اصلاح دارد:

(1) نظریه شرق شناسی سعید باید به گونه ای تصحیح شود که نشان دهد چگونه می توان ظهور شرق امپریالیست (سرمایه داری ژاپنی، چینی، هندی و ایرانی و برزیلی و افریقای جنوبی و …) و هژمونی فرهنگی داخلی و منطقه ای آنها را می توان توضیح داد. چرا و چگونه بعد از انقلاب های استقلال طلبانه و ضد استعماری نظامهایی پدید می آیند که تصویر استعماری غربی از شرق یعنی از خودشان را در بیان و شعار نفی می کنند اما در عمل همان شیوه ی شرق شناسانه را در برخورد با اقلیت های سیاسی و نیروهای اپوزیسسون خود اعمال می کنند. چگونه عناصر شرق شناسانه غرب در خود شرق زمینه ظهور یک گفتمان غرب هراسانه که تمامیت تمدن غربی از جمله جنبش های ضد سرمایه داری در غرب را شامل می شود، برای سرکوب مخالفین و منتقدین داخلی فراهم می کند؟

(2) توضیح بازگشت شرق شناسی به شبه روشنفکر پسا استعماری: چگونه در چنین شرایطی که غرب ستیزی گفتمان غالب مشروعیت زای رژیم های پسا استعماری می شود، تفکر شرق شناسانه غربی مجددن خود را در غالب گفتمان مترقی علیه استبداد رژیم های پسا استعماری بازسازی می کند وهمراه با تجدد خواهی و نفی بازگشت به خویش در شکل واکنشی شبه روشنفکرانه اما فعال حتی به بدیل رهایی بخش برای شرقی هایی که خود قرنها قربانی غلبه فرهنگ شرق شناسانه قبل از انقلابهایشان بوده اند تبدیل می شود؟

(3) نظریه شرق شناسی سعید در دوران رشد فرهنگ گرایی (و افول مارکسیسم) در میان مردم شناسان و جامعه شناسان رشد نمود و از این رو از ارائه تحلیل ابعاد اقتصادی و مادی استعمار و پسا استعمار غافل ماند . از این رو شکافی عمیق بین نظریه شرق شناسی و جامعه شناسی مارکسی صورت پذیرفت. مارکسیست های فرهنگ گرا نیز متاسفانه توجه خود را به شکل عمده به دیدگاه امثال گرامشی معطوف نموده و بستر نادیده انگاشتن دینامیک های سرمایه داری در شرق را فراهم نمودند. شکل گیری جامعه شناسی چپ شرقی (جنوبی) همچون جامعه شناسی محافظه کار (دورکیمی-پارسونزی) در جهان سوم، کاری تقلیدی و بنابراین بی محتوا و محکوم به شکست باقی ماند.

به نظر می رسد که هر چند امپریالیسم اقتصادی دارای قطب های متعددی شده است (قطب های جدید در شرق) اما امپریالیسم فرهنگی همچنان به سلطه تک قطبی خود ادامه می دهد. کالاهایی که چین و هند و سایر کشورهای در حال توسعه به عنوان مثال تولید انبوه نموده و از این طریق بازارهای جهانی را تسخیر نموده اند هم چنان نه تنها برای مصرف کننده گان غربی و یا مصرف کنندگان با ذائقه غربی صورت می پذیرند بلکه حاوی ارزشهای شرقی و غنای آن نبوده و اگر هستند به طور عمده در راستای ارضای حس تنوع طلبی و کنجکاوی و شجاعت در مصرف عناصر فرهنگهای مرموز در مصرف کننده غربی (یا غرب زده) است. و گرنه فرهنگ شرقی که مبتنی بر هزاره ها مصرف پایدار منابع و تاکید در پرهیز از اسراف و تبذیر بوده است (خردی اصیل در راستای حفظ محیط زیست و زندگی در تعادل با نیروهای معنوی جهان هستی) از بنیان با مصرف گرایی و مصرف زدگی و شیء انگاری و بت انگاری کالای سرمایه داری غربی بیگانه بوده است.

برای مصرف کنندگان ، عناصر شرقی نه تنها هنوز مرموز هستند بلکه اکنون در سایه جنگ علیه تروریسم و استبدادهای پسا استعماری شرقی ذاتن خطرناک و ضد تمدن و ضد دموکراسی وضد حقوق بشر تلقی می شوند. به عنوان مثال این سوال که چرا اسلام ظرفیت خود را برای استعلا بخشیدن به دموکراسی و عدالت اجتماعی و تمدن سازی از دست داده است به این سوال تبدیل می شود که آیا اصلن اسلام ذاتن با دموکراسی و حقوق بشر سازگاری دارد!؟ مردانگی شرقی مجددن شهوتی و حیوانی و خشونت طلب و ضد زن است که در زمان توجیه جنگ علیه ترور به عنوان پشت صحنه تروریسم قلمداد می شود. زن شرقی هم زمان قربانی خشونت مردسالاری شرقی است و رهایی اش را در مصرف کالاهای غربی تولید شده در شرق با نیروی کار ارزانی که هم وطنان خود تامین کننده آن در کارگاههای استثمارزده شرکتهای چند ملیتی یا بخش های خصولتی داخلی هستند، می یابد. این گونه شرق شناسی در کالبد غرب ستیزی اما از طریق شریانهای سرمایه داری فاسد داخلی و سرمایه داری انحصاری ابر شرکتهای جهانی به بقای خود ادامه می دهد و حتی زمینه ظهور پوپولیسم و بازگشت شرق هراسی و فاشیسم را در خود دموکراسی های غربی و در نتیجه زمینه افول دموکراسی در غرب را فراهم می کند.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

شیء زدگی – بخش اول – 1.

استاندارد

روزنامه ایران 18 اسفند 1377. صفحه 10.

چکیده:

 مفهوم شیء زدگی1 مفهومی است که کاربرد، بسط و ارتقای خود را در جامعه شناسی به تلاش نظریه پردازان انتقادی در نقد مدرنیته، سلطه روح بورژوایی و عقلانیت ابزاری مدیون است. در این مقاله سعی داریم تا سیر تکوینی و بسط این مفهوم را در اندیشه این گروه از متفکران ضمن تعریف مصادیق آن در عرصه های مختلف زندگی، مطرح نموده و تبیین ها و توضیحاتی پیرامون شرایط ظهور و فراگیر شدن این پدیده در جامعه عنوان نماییم. همچنین در نظر داریم تا در حد ممکن نظری به وضعیت خاص جامعه خود از این حیثت داشته باشیم. ارتباط این مفهوم با مفاهیم دیگری چون الیناسیون، بت انگاری، کالاانگاری، تقلیل گرایی و بنیادگرایی را در ضمن بحث مورد مداقه قرار داد، ضمن اینکه هدف اصلی خود را از این همه، ارایه راهبردهای کلی در جهت پافراتر نهادن از خوزه های تحت پوشش آن در جامعه شناسی انتقادی غربی می دانیم و بسط آن به شرایط کنونی جهان سوم و توصیف نقش آن در تسهیل وابستگی و عقب افتادگی  در جهان جنوب برای شکل گیری یک جامعه شناسی انتقادی بومی را در نظر داریم.

1. reification

شیء زدگی – بخش اول – 2

استاندارد

خطوط جاافتاده از تصویر از ستون چپ به ر است

(commodity fetishism)

زدگی ابتدا توسط مارکس

سنجیده می شود

شیءزدگی نه تنها در میزان

می باشد. (و نه یک طرف نسبت

ادامه مطلب فردا در همین صفحه

محافظه کاری اجتماعی در بین دانشجویان – رساله کارشناسی ارشد فصل اول- 1378

استاندارد

گذشته ای برای یادآوری – درس نوشته ای برای جامعه شناسی

بیایید تاملی باشیم

«آنانکه از خصایص کامل انسانی برخوردارند یا با ضعفهای خود می جنگند، جامعه شناسی دیگری را به وجود خواهند آورد که با جامعه شناسی کسانی که به طور منفعل ناتوانی را که جهانشان به آنها تحمیل کرده، می پذیرند، متفاوت خواهد بود» (گولدنر، 1367، ص  483 نقل شده در حسینی 1378، ص 10)

«به همان میزان که شناخت کلیت وضع موجود، نظم اجتماعی، نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حاکم لازم است، شناخت عوامل تغییر دهنده و تعامل بین این دو (وضع موجود و عوامل تغییر) در رابطه ای دیالکتیکی و با اتخاذ روش شناسی مناسب … ضروری می باشد» (حسینی 1378 صص 11-12)

Read the rest of this entry

استعمار زدایی از جامعه شناسی اروپایی؟

استاندارد

«در سال 1990، رابرت بریم (Robert Brym) پرسید: «آیا ما در عصر پایان جامعه شناسی هستیم؟». این سوال در زمانی پرسیده شد که به نظر می رسید پسا مدرنیسم مرزهای معرفت شناختی جامعه شناسی را به چالش گرفته است و سقوط کمونیسم به مثابه پایان تاریخ تلقی می شد (فوکویاما 1992). اما اکنون یک دهه ازآن زمان گذشته و ما با پیدایش پروژه جدیدی روبرو هستیم که دیگر پایان جامعه شناسی را نوید نمی دهد، اما خواهان بازنگری عمیق در این رشته «فرسوده» است که شبهی از  نخبه-مردان سفید پوست اروپایی بر آن سایه افکنده. چه بلایی بر سر وبر، مارکس، دورکیم، گیدنز، هابرماس و بسیاری دیگر از بزرگ-اندیشمندان جامعه شناسی خواهد آمد اگر ایشان را در مقابل نویسندگانی چون گلوریا آنزالدو (Gloria Anzaldua)، آدره لورد (Adre Lurd)، پاتریشیا هیل کولینز (Patricia Hill Collins)، راوین کانل (Raewyn Connell)، گایاتری سپیواک (Gayatri Spivak)  گذاریم.  جامعه شناسانی که معتقدند آن بزرگان در هنگام تحلیل جامعه، مطلب بسیار مهمی را از قلم انداخته اند و آن چیزی نیست جز «پشت صحنهء تجدد» .» (ص 1. کتاب استعمار زدایی از جامعه شناسی اروپایی: نگرشهای بین رشته ای چاپ 2010 انتشارات اشگیت)

نظریه جامعه شناسی از درون تجدد و استعمارگری اروپایی پدید آمد. بنا براین نیازمند است تا روحش از آلودگی به ته نشست های بینش استعماری زدوده شود. حتی برای مارکس که یک جامعه شناس انقلابی بود، استعمار در تحلیل نهایی، نمی توانست امری ناخجسته باشد چرا که راه را برای گسترش سرمایه داری که در نهایت منجر به ظهور طبقه کارگر فراملی و نظام سوسیالیستی جهانی می شد باز می کرد!*.

راه حل اما  نه در زدودن دست آوردهای جامعه شناسی و جامعه شناسان بزرگ غربی نهفته بلکه در تحلیل انتقادی گفتمان نظری جامعه شناسی و باز خوانی آزاد و دموکراتیک آنها در پناه تجربه های اجتماعی مردم در جوامع غیر غربی است. در میان دولت های استبدادی جهان سومی،  تمایل بر این است تا جامعه شناسی (مانند تکنولوژی وسایر علوم طبیعی) به نفع نظام فکری و ایدئولوژیک این نظامها تسخیر شود. اما پروژه بازخوانی و بومی سازی جامعه شناسی (که از اتفاق بخش قابل توجهی از آن توسط جامعه شناسان جوان در مراکز آزاد تر غربی به پیش رانده میشود) در صدد «تمرکز زدایی» در علم جامعه شناسی است، نه انتقال تمرکز از غرب به شرق جهت استفاده ابزاری از جامعه شناسی برای تولید و توجیه هژمونی. اگر بناست جامعه شناسی از ریشه های استعمار گری غربی بریده شود، صد البته نمی توان آنرا به ریشه های استبداد شرقی پیوند زد.**

________________

*نظر مارکس در مورد استعمار گری غربی کمی پیچیده تر از این برداشت است و قابل بحث می باشد

** نه استعمارگری ذاتی تمدن غرب است نه استبداد زایی ذاتی شرق

داستان بی ابتدا و انتهای غارت جهان و مقاومت مردمانش

استاندارد

به وبلاگ چپاول جهانی خوش آمدید! این وبلاگ بیان داستان امروزین چگونه چپاول شدن منابع انسانی و حیاتی سیاره ای بنام زمین و هم چنین مقاومت مردمانش برای نجات این سیاره را بازگو می کند. در بیان داستانهای بی شمار غارت و غفلت و مقاومت و شکست و پیروزی، صرفا شیوه توصیفی و خبرگذاری را در پی نگرفته سعی دارد با اتخاذ بینشی جامعه شناختی و تاریخی به تبیین ریشه ها و عوامل هم کمکی بپردازد

در این وبلاگ، همچنین درس نوشته هایی کوتاه به زبان ساده در حوزه جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی بنا به در خواست گردانندگان صفحه ای فیس بوکی منتشر می شود

نوشته های این وبلاگ بنا به دلیل محدودیت های زمانی نویسنده و محدودیت های فضایی وبلاگ نویسی کاملن تخصصی نبوده و بی نقص و کمبود نمی توانند باشند. قصدآن، هم کمی اطلاع رسانی است، هم اندکی ارتقاء آگاهی، هم ایجاد زمینه بحث و تامل بیشتر و هم متنی هرچند ابتدایی را برای توسعه های بعدی ثبت کردن و باقی گذاشتن.

Stop the Pillage and Plunder

Image by swanksalot via Flickr