بایگانی دسته‌ها: درس نوشته های اقتصاد سیاسی

📈 تورم را بهتر بشناسیم: آیا ایران دچار ابر تورم خواهد شد؟

استاندارد

تورم به خودی خود امری بسیار پیچیده و دارای انواع و عوامل مختلف است و در کشورهای جهان سومی بسا پیچیده تر می باشد. در بیشتر مواقع رسانه ها وسیاست مداران این کشورها از توضیحات بسیار ساده شده ای استفاده می کنند (که حتی اگر از کتب درسی اقتصاد که عمدتن براساس نظریات مبتنی بر شرایط کشورهای پیشرفته تر نوشته شده اند، گرفته شده باشند) باز هم در برابر شرایط بسیار پیچیده تر و بغرنج تر کشورهای در حال توسعه ساده لوحانه و حتی گمراه کننده از آب در می آیند.

براساس تعاریف معمول در کتابهای مقدماتی اقتصاد د رمیان انواع مختلف تورم می توان سه نوع تورم را مهم ترین بر شمرد:

1.    تورم تقاضایی وقتی پدید می آید که تقاضا برای کالا و خدمات در یک اقتصاد سریع تر از میزان رشد عرضه ی کالا و خدمات (چه از طریق تولید یا واردات یا ترکیبی از این دو) افزایش می یابد.

2.    تورم قیمتی ناشی از افزایش قیمت تمام شده کالا ها و خدمات ناشی از افزایش هزینه ی ورودی های تولید (مزد، فن آوری، فضا مانند زمین و ساختمان، مواد اولیه، و نرخ بهره بر سرمایه).

3.    تورم ارزی ناشی از کاهش تقاضا برای پول ملی کشور وقتی که جانشین های دیگری وجود دارند برای حفظ ارزش دارایی به غیر از پول به خصوص وقتی که پول ارزشش را به خاطر دلایل دیگر از دست داده است.

در بیشتر تحلیل ها نقش عوامل درگیر و سازنده ی تورم معمولن به خوبی شناخته و توضیح داده نمی شود. این عوامل در ارتباط با هم باعث افزایش یا کاهش تورم می شوند و هیچکدام در واقعیت تنها عامل اصلی نیستند. بسیاری از این عوامل رابطه متقابل یا دوطرفه ای باهم دارند. و همچنین این عوامل همگی صرفن اقتصادی نیستند. بلکه مهم ترین و ریشه ای ترین عوامل تورم، عواملی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی هم هستند.

درسه بخش زیر سعی می کنیم به شکل ساده و مجمل، مقداری از این در هم تنیدگی ها را در زمینه ایران امروز نشان دهیم تا خوانندگان درک جامع تری را کسب کرده و تحت تاثیر توضیحات ساده ای که تورم را فقط یک نوع و آن را هم عمدتن به نقدینگی (بی هیچ توجه به عوامل دیگر) ربط می دهند قرار نگیرد.

Read the rest of this entry

Advertisements

فرار اقتصاد نوکلاسیک از پرسش امکان پذیری!

استاندارد

نظریه های بد اقتصادی که بر نوعی توهم در مورد جامعه و اقتصاد استوارند می توانند عواقب ویران کننده ای برای جامعه داشته باشند. منطق خود تنظیمی بازار و عدم نیاز به دخالت دولت و جامعه مدنی در تنظیم روابط اقتصادی به اقتضا و در تناسب با پیچیدگی های خاص هر جامعه نوعی توهم است که اساس نظریه ها  و مدل های اقتصادی مکتب نوکلاسیک (نولیبرالیسم یا بازار آزادگرا) را تشکیل می دهد.

مشخص است که نمی توان اقتصاد جوامع انسانی را بر اساس مدل های ذهنی بریده از واقعیت و ایده آلیزه شده اداره کرد. مشکل عظیم تر این نظریه ها این است که چون صاحبان این نظریات تصور شان از واقعیت را بر مبنای مدلهای ذهنی خود بنا کرده اند و چون این مدلها قابلیت اجرایی شدن «به طور کامل» در واقعیت را ندارند هر گاه سیاست گذاری های ایشان با شکست مواجه می شود جامعه یا دولت را به علت جلوگیری  از تحقق کامل  مدلهای ذهنی شان مقصر می دانند و با این کار نقطه ضعف خود را به نقطه قوت تبدیل می نمایند! از این رو این نظریه ها با تکیه بر قدرت رسانه ها همچنان به مشروعیت سازی به نفع خود حتی پس از بحران های مالی اقتصادی ادامه می دهند. اما مسئله مهم تری که سعی در مخفی کردنش دارند همچنان بی جواب می ماند و آن امکان ناپذیری عملی کردن کامل مدل هایشان در واقعیت است. جالب این جاست که در نقد مدلهای رقیب خود مانند اقتصاد مشارکتی یا اقتصاد شرکتهای تعاونی هرگز به موانع تحقق کامل این مدلها توجه نکرده و این مدلهای رقیب را از اساس  نا موفق و ناممکن و نا مطلوب می دانند.

526310_583526585024476_2088223211_n.jpg

افسانه ای به نام دولت کوچک

استاندارد
عبدالحامد حسینی
افسانه ای به نام دولت کوچک: از جمله شعارهای دولت های نولیبرال کاستن بخش دولتی یا کوچک کردن دولت از طریق خصوصی سازی اموال عمومی و تحدید بودجه های درمانی بهداشتی اموزشی و اجتماعی و بستن درهای استخدام دولتی است.
توجیه: دولت های بزرگ بوروکراتیک هزینه های گزافی را به باد می دهند و کاهش دولت به نفع مالیات دهندگان است چون هزینه های اضافی دولتی کاهش می یابد و در عوض مردم مالیات کمتر داده صاحب بیزینس خصوصی خود می شوند. بر درآمدشان افزوده می شود و کیفت کار در اثر رقابت بهبود می یابد.
در عمل طی سه چهار دهه گزشته چه در غرب چه در شرق: هزینه ها و بودجه های دولتی هیچ کدام از این دولت ها که کاهش نیافته افزون تر هم شده. فقط این هزینه ها در جهت بهبود رفاه عمومی مردم خرج نشده است. مالیات بر درآمد طبقات متوسط و کارگر که کاهش نیافته افزون تر هم شده (تنها سوپرسرمایه دارها کمتر از منشی هایشان مالیات می دهند اگر بدهند!). درآمد واقعی کارکنان بخش خصوصی که افزایش نیافته کاهش هم یافته. تورم و بیکاری و بحران مالی هم برهمه اینها افزون شده است. وابستگی هم دولت ها هم خانواده ها به وام و استقراض و اعتبارات به شکل سرسام آور افزایش یافته. بودجه های نظامی از منبع درآمدهای مالیاتی و غیر مالیاتی کاهش نیافته که به چند برابر افزایش هم یافته. بسیاری از پروژه های عمرانی که عمومن توسط کارکنان بخش دولتی با اندک هزینه ای با کیفیت استاندارد به پایان می رسید اکنون با هزینه های گزاف پرداخت شده به زنجیره بی شماری از مقاطعه کاران و شرکت خصوصی آزمندی که عمومن از طریق زد و بند های پشت پرده مزایده ها را می برند اگر هم به پایان برسند با کیفتی بسیار مشکوک به سرانجام می رسند. از این رو هر روز عرصه رقابت برای سرمایه سالاران جهت نفوذ در تصمیمات عمومی و دولتی و قانون گذاری ها گسترده تر و گسترده تر شده است. تا آن جا که تحت فشار این سرمایه سالاران دولت ها به مقررات زدایی های مالی روی آورده و استاندارهای تشخیص ریسک در انجام معاملات مالی را کاهش داده و چون کار به بحران مالی کشد میلیاردها دولار از جیب مالیات دهندگان واقعی را صرف نجات شرکتهای دچار بحران می نمایند. و این یعنی دولت کوچک!!
راه حل: دموکراتیک نمودن عمیق نهاد های دولتی (اجرایی مقننه و قضایی) به گونه ای که کلیه تصمیمات گرفته شده در مورد سطح مالیات ها و نحوه هزینه کردن ها و نحوه انجام پروژه ها یا واگذاری آنها به بخش خصوصی و سرمایه گذاری ها و توزیع سرمایه در میان اقشار مستضعف همه و همه باید از مجاری صد در صد دموکراتیک و شورایی صورت پذیرند. تنها در یک نظام عمیقن دموکراتیک است که دولت با هر اندازه و قدرتی (چه بزرگ چه کوچک) و بخش خصوصی و بازار به اقتضای نیازهای حقیقی مردم و در راستای تامین حقوق انسانی آن ها عمل می کنند. 

برده داری متجدد از طریق بانکداری سرمایه سالار و بدیل های دموکراتیک آن

استاندارد

چگونگی بازتولید نظام برده داری در عصر جدید از طریق نظام بانکداری– اصول چهارگانه: ۱- بانک ها از هیچ چیز، پول یا اعتبار تولید می کنند. ۲ – آنها بهره روی این پولها یا اعتبارهای وام داده شده می کشند. ۳ – هیچ پولی برای بازپرداخت سود اضافی یا ربا بر بدهی ها تولید نمی شود بلکه مقروض ها از اموال و نیروی کار و جوانی و آینده خود و فرزندان خود برای باز پرداخت چند برابر اصل پولی که برای رفع نیازهای اساسی خود قرض کرده اند خرج می کنند. ۴ – تورم ناشی از بهره و تولید مازاد پول بیش از میزان ارزش حقیقی کالاها و خدمات قدرت خرید مردم را هر سال بیشتر از سال قبل تضعیف می کند.

راه حل: اقتصاد بدون بهره بدون اعتبار تولید شده مالی کاذب بدون بازارهای بورس بازی و قماری، پول باید توسط یک نهاد دموکراتیک مردمی متناسب با ارزش لازم برای تبادل کالاها و خدمات موجود تولید شود. ارزش سهام کارخانه های و شرکت ها باید متناسب با کارایی آنها توسط یک نهاد ملی-دموکراتیک تعیین شود نه تخمین های بازاری. مالکیت صنایع و منابع کلان نباید خصوصی شود هرچند بخش خصوصی می تواند به شکل قرارداد یا مقاطعه کار در تولید کلان و خدمات ملی مشارکت کند. صنایع و منابع و خدمات کلان باید توسط نهادهای صد درصد دموکراتیک دولتی تحت نظارت شوراهای ملی و محلی تنها مدیریت شوند. مالکیت منابع و صنایع و زیر ساختارهای یک کشور مانند مالکیت مشاع متعلق به تمامی اعضای یک جامعه است و قابل واگذاری به هیچ شرکت بزرگ یا کوچک خصوصی نیست. سرمایه گذاری های داخلی و خارجی تنها به شرط حفظ مالکیت منابع و منافع مالکین – مردم – قابل قبول است. برای جلوگیری از فرار سرمایه ها به کشورهایی که حاضرند خلاف منافع مردم خود به قراردادهای ننگین تن دهند باید نظام تجارت عادلانه بین کشورها برقرار شود (نظام تجارت جهانی آزاد جز نابرابری و استضعاف کارگران نیافریده است). در هر کشور و بین کشورها نظام جامع مالیاتی باید وضع شود و این نظام نیز باید تحت نظارت کاملن دموکراتیک نهاد های ملی و مدنی باشد.

تعریف هژمونی به زبان ساده

استاندارد

تعریف هژمونی: وقتی قربانی به نفع ستم گر عمل می کند و تصور می کند به نفع خودش عمل کرده است!

انیمیشن کوتاه زیر در قالب بخشی از داستان سپید برفی دستگاه شستشوی مغزی نظام سرمایه داری – یا همان هژمونی به قول گرامشی – را به نمایش می گذارد. آمریکایی بیچاره ای که خانه اش را در بحران مالی از دست داده است به جای پیوستن به جنبش تصرف وال استریت هم چنان به سرمایه داری ایمان دارد و رای خود را به نفع میلیارد ها در مخالفت با طرح مالیات سرمایه داران به صندوق می ریزد. کم نیستند کسانی از ما که نه سرمایه دار بوده و نه خواهیم شد اما در توهم بر تر بودن نظام سرمایه داری به سر برده و تحت تاثیر ایدئولوژی های مسلط به نفع این نظام و سلطان های آن که بهره های میلیاردی از آن می برند حرف می زنیم و عمل می کنیم. گاهی تصور می شود که شخص از کاسه آش داغ تر باید خود یک میلیاردر یا حد اقل میلیونر باشد که سنگ چنین نظامی را این چنین بی صبرانه به سینه می زند اما وقتی کمی با وی صحبت می کنی می بینی خود از قربانیان این نظام است. دلش به چهارتا آشغالی که از بازار سرمایه داری  با پول حقوقی که ده برابر آن را مستحق بوده خریده خوش است و سعی می کند نداند که همین آشغالها توسط کارگران جهان سوی تحت استثمار با حقوق یک دلار در روز تولید شده اند و بعد مداوم مثل یک عروسک کوکی تکرار می کند که آلترناتیو سرمایه داری کجاست؟ یک زمانی نظام کمونیستی ادعای الترناتیو بودن کرد که نابود شد! سرمایه داری کامل نیست اما بی جانشین است! وی هر گز از خود نمی پرسد که با صرف چه هزینه هایی و با ارتکاب به چه جنایاتی این نظام هر گونه جانشین خود را نابود کرده و مقاومتهای مردمی را در هم شکسته است.

هر صبح من در آن سمت نادرست سرمایه داری چشم باز می کنم!

Read the rest of this entry

کودکان، قربانیان سیاست های غیر انسانی توسعه

استاندارد
یاد داشتی از حامد حسینی

تنها چهار سال به اتمام مهلت معین شده برای رسیدن به اهداف توسعه هزاره سازمان بین الملل مانده است و جهان هنوز اندر خم یک کوچه. هدف چهارم از این اهداف، کاهش مرگ و میر کودکان زیر پنج سال تا سال 2015 به دو سوم این میزان در سال  1990 می باشد. اما از سال 1990 تا کنون تنها شاهد کاهش 35 درصدی مرگ و میر کودکان در سطح متوسط جهانی بود ه ایم.  این بدین معناست که به احتمال زیاد در سال 2015 هدف مذکور تامین نخواهد شد. برای رسیدن به این هدف در چهار سال باقی مانده باید میزان کنونی 57 مرگ و میر در هر 1000 نفر نصف شود. یعنی هر سال باید شاهد کاهش 13.5 درصدی باشیم در حالی که تاکنون شاهد تنها کاهش 2.2 درصدی از سال 1990 به این طرف بوده ایم!

 

عدم توفیق را چگونه می توان توضیح داد؟

Read the rest of this entry

آمریکا، تروریسم و گردباد آیرین: قرنی که نکوست از دهه اولش پیداست!

استاندارد

دکتر حامد حسینی

در آستانه دهمین سالگرد حمله تروریستی به برجهای تجاری نیویورک آمریکا قرار داریم. ایالات متحده مشغول تدارک مراسم سالگرد واقعه ای است که در ابتدای قرن بیست و یکم اتفاق افتاد و نقطه عطفی در تاریخ سیاست جهانی گردید و مبدا شکل گیری نظم یا بی نظمی نوین جهانی دیگری شد. اما درست در چنین روزهایی، اخبار حاکی از وقوع حادثه سهمگین دیگری هستند. باز هم نیویورک و این بار وسیع تر از نیویورک سواحل شرقی. این بار هم ابرقدرت جهان توان مقابله با این حادثه را که بنا بر تخمین ها ۸۰ هزار خانه و ۳۵ میلیارد دلار دارایی را تهدید می نماید ندارد. تا همین حالایش حدود نیم میلیار خسارت به باهاماس وارد کرده، هفت نفر را در کالورینا کشته و برق را بروی ۷۳۰ هزار نفر قطع نموده است . راهی جز تخلیه منازل و مغازه ها برای مقابله با چنین غولی نیست

Read the rest of this entry

تحول در نظام جهانی سلطه و جایگاه ایالات متحده

استاندارد

رُک-نوشته: دکتر حامد حسینی

(نسخه دوم)

دسامبر 2010 – 30 آذر 138921

دگرگونی های ساختاری اخیر در نظام جهانی اقتصاد سرمایه سالار، بازنگری و بازسازی بنیادین نظریه های توسعه، روابط بین الملل و جهانی شدن را الزامی کرده اند. نوشته کوتاه زیر به اختصار سعی دارد تا تنها سرنخ هایی از این تحول را (هرچند ناکامل اما ضروری) به بحث  گذارد، به این امید که مطلب ذیل به گفتگو و تفحص بیشتر در این زمینه دامن زند .

بیست اقتصاد دان سرشناس آمریکایی در نامه ای به دولت ایالات متحده در تاریخ 12 دسامبر سال 2010 خواستار تسهیل اعمال کنترل و نظارت بر جریان سرمایه از آمریکا به سایر کشورهای وارد کننده سرمایه گذاری شدند. (ترجمه این نامه در بخش ضمیمه این نوشته آورده شده است). این نامه به چندین واقعیت که در حال حاضر نظام مالی و اقتصادی جهانی را شکل می دهند اشاره می کند و از دولت ایالات متحده (به عنوان یکی از بزرگترین صادر کنندگان عمده سرمایه و سرمایه گذاری های خارجی) خواستار اعمال تنظیمات لازم برای تقویت استقلال اقتصادی کشورهای ضعیف و مسئولیت پذیری بیشترشده است. از جمله امضا کننده گان این نامه دو شخصیت معروف، جوزف ستیگلیتز و جیمز گالبریت می باشند. ستیگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصادی نیاز به معرفی ندارد و گالبریت نیز از سرشناس ترین اقتصاددانان آمریکایی است که همچون پدرش که در دهه 1930 یکی از جامع ترین تحلیل های بحران سرمایه داری آمریکایی را نگاشت نسبت به بروز بحران مجدد در سال 2008 از پیش هشدار داده بود. امضاء کنندگان این نامه که از جمله پیش بینی کنندگان بحران بودند همچنان نسبت به سیاست های ضد بحران اتخاذ شده توسط دولت های غربی به خصوص آمریکا بدبین بوده و شرایط را بسیارحساس و احتمال ظهور مجدد بحران جهانی  را قابل ملاحظه ارزیابی می کنند.  با این حال گویا تجربه بحران 2008 درس عبرتی برای سیاست گذاران آمریکایی و در کل، جهان شمال نشده و ایشان همچنان به اصلاحات حداقلی در روابط مالی بین المللی و افزایش فشار به اقشار آسیب پذیر و زحمت کش جامعه خود با اتخاذ سیاست های عسرت (ریاضت) اقتصادی ادامه می دهند.علت را تا حدود زیادی باید ریشه دار در تشدید رقابت بر سر شکل دهی به مرکزیت (های) نظام جهانی سلطه دانست.

.

Read the rest of this entry

توسعه انسانی در ایران: صعود یا نزول؟

استاندارد

عبدالحامد حسینی

گویا گزارش اخیر توسعه انسانی سازمان ملل بالاخص در مواردی که مربوط به ایران است باعث شعف برخی از مفسرین داخلی شده است. اعتبار این گزارش به ناگهان در میان نهادهای رسمی پررنگ گردیده است و بهبود شاخص توسعه انسانی ایران به سیاست های اخیر نسبت داده شده است. این درحالی است که افزایش تصاعدی تورم و نابرابری و بیکاری و کساد اقتصادی به خصوص در بخش تولید مشهود تر از آن است که بتوان براحتی چنین تفاسیری را پذیرفت. پس  سوال می شود چگونه می توان گزارش 2010 توسعه انسانی در مورد ایران را درک نمود؟

Read the rest of this entry

داستان بی ابتدا و انتهای غارت جهان و مقاومت مردمانش

استاندارد

به وبلاگ چپاول جهانی خوش آمدید! این وبلاگ بیان داستان امروزین چگونه چپاول شدن منابع انسانی و حیاتی سیاره ای بنام زمین و هم چنین مقاومت مردمانش برای نجات این سیاره را بازگو می کند. در بیان داستانهای بی شمار غارت و غفلت و مقاومت و شکست و پیروزی، صرفا شیوه توصیفی و خبرگذاری را در پی نگرفته سعی دارد با اتخاذ بینشی جامعه شناختی و تاریخی به تبیین ریشه ها و عوامل هم کمکی بپردازد

در این وبلاگ، همچنین درس نوشته هایی کوتاه به زبان ساده در حوزه جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی بنا به در خواست گردانندگان صفحه ای فیس بوکی منتشر می شود

نوشته های این وبلاگ بنا به دلیل محدودیت های زمانی نویسنده و محدودیت های فضایی وبلاگ نویسی کاملن تخصصی نبوده و بی نقص و کمبود نمی توانند باشند. قصدآن، هم کمی اطلاع رسانی است، هم اندکی ارتقاء آگاهی، هم ایجاد زمینه بحث و تامل بیشتر و هم متنی هرچند ابتدایی را برای توسعه های بعدی ثبت کردن و باقی گذاشتن.

Stop the Pillage and Plunder

Image by swanksalot via Flickr