بایگانی دسته‌ها: داستان یک چپاول

اسطوره عدم دخالت دولت در بازار

استاندارد

از نظر چامسکی، عدم دخالت دولت در بازار در نظامهای لیبرال یک اسطوره بیش نیست:

«فی ذاته، استقراض ملی هرچقدر زیاد باشد ممکن است مشکل خیلی بزرگی نباشد. ما در گذشته در آمریکا بدهکاری ملی بزرگتری داشته ایم (نسبت به میزان تولید ناخالص ملی و نه به لحاظ عدد خام آن). میزان حقیقی بدهکاری ملی می تواند مورد بازی های آماری قرار گیرد (اینکه عدد خام را بگویند یا در تناسب با درآمد ملی مطرحش کنند).

سوال اصلی اما این است که با این پولهای استقراض شده چه می کنند؟ اگر در ده سال گذشته این قرضه های ملی برای مقاصد سازنده مانند سرمایه گذاری در زیر ساختارها بکار رفته بودند  ما اکنون در شرایطی به مراتب بهتر زندگی می کردیم. اما این وامها برای غنی تر کردن اغنیاء بکار رفته است تا بر میزان مصرف شان افزوده شود (که به معنای افزایش بی رویه واردات و در نتیجه کسری تجاری بین واردات و صادرات)، سوداگری های مالی و بورس بازی بکار رفته اند. همه اینها برای اقتصاد بسیار مضر بوده اند. مشکل دیگری نیز وجود دارد که معضلی فرهنگی و ایدئولوژیک است. دولت آمریکا سالیان سال بر پروپاگاندای انکار این حقیقت تکیه کرده است. به ما گفته اند که این کشورهای دیگر هستند که در آنها دولتها در اقتصادهایشان دخالت می کنند (و از این روست که از ما عقب افتاده تر اند!) اما ما باید فردگرایان خالص باشیم. بنابراین آی بی ام هیچ چیزی مستقیمن از دولت نمی گیرد. اما در عمل این ابر شرکت سرمایه های کلانی از طریق پنتاگون دریافت می کند.»

      چامسکی How the World Works –   

Advertisements

بازار علیه بازار

استاندارد

از نظر چامسکی تجارت و معامله از جمله پدید ه های طبیعی بشری هستند و نهاد بازار برای نهادینه کردن این فعالیت های بشری پدید آمده است. اما در نظام بازار (به اصطلاح) آزاد و سرمایه سالار، نه تنها مردم سالاری تحت هجوم است بلکه حتی خود تجارت و نهاد طبیعی بازار نیزتخریب می شوند.

«از مداخله های عظیم دولت در بازار [برای حفظ مراکز قدرت اقتصادی و ابر شرکت ها] که بگذریم در نظام به اصلاح آزاد بازارسرمایه داری شاهد افزون شدن تمرکز قدرت و کنترل اقتصادی هستیم تا آنجا که نظم [طبیعی] بازار به مخاطره می افتد. این خود داستانی بس طولانی تر از آن است که در اینجا مورد بحث قرار گیرد. اما به عنوان فقط یک مثال کوچک،40 درصد از تجارت جهانی صرفن بین ابرشرکتها صورت می گیرد. در آمریکا و ژاپن این رقم 50 درصد است. هر معنایی از تجارت را انتخاب کنید با این وضعیت در تناقض قرار می گیرد. تجارت به اصطلاح آزاد در عمل در یک نظام سرمایه داری، بیش از یک عملیات مشترک بین ابرشرکتها نیست. امری که به طور مرکزی و غیر دموکراتیک از بالا توسط دستان طبقه سرمایه سالار (نه دستان پنهان بازار به قول آدام اسمیت) کنترل شده است با یاری انواع مکانیسم ها برای به زیر سلطه بردن [نهاد اجتماعی] بازار به نفع سود و قدرت این طبقه».

چامسکی Power and Prospects

باز هم از نوآم چامسکی!

استاندارد

ترجمه گفته هایی از پروفسور نوآم چامسکی توسط عبدالحامد حسینی برای صفحه فیس بوکی نوام چامسکی

«برآنم که وظیفه عقلانی و اخلاقی هر انسان این است که ریشه ها و ساختارهای سلطه و قدرت را در همه شئون زندگی [از روابط بین فردی گرفته تا سیاست بین الملل] بیابد و به چالش بکشد. اگر برای قدرت هیچ توجیه و مشروعیتی وجود ندارد پس باید آن را به زیر کشید تا قلمرو آزادی بشر گسترده تر شود» ~ چامسکی

 

 برای ادامه کلیک کنید:

Read the rest of this entry

چگونه دانشگاهها به خدمت میلیاردرها در آمدند؟

استاندارد

درواقع در مورد نظام سرمایه داری آمریکایی توهمات فراوانی وجود دارد.. تصور می شود که این نظام مبتنی بر جامعه باز و بازار آزاد و انگیزه های قوی برای کارآفرینی و گستره ای از حق انتخاب های متنوع برای مصرف است.اما واقعیت غیر از این است.

در واقع امر؛  دانشگاهی که من در آن کار می کنم خود نمونه خوبی است. ام آی تی (دانشگاه صنعتی ماساچوست) چیست؟ ام آی تی در عمل به یک موسسه خصوصی تبدیل شده است. اما این موسسه خصوصی توسط بخش عمومی تامین بودجه می شود. این سرمایه گذاری برای چیست؟ خوب؛ ام آی تی از بخش عمومی یا دولتی پول دریافت می کند تا فن اوری های آینده را خلق کند.اما آن فن اوری را تولید می کند که شرکت های خصوصی می توانند از طریق آنها به سود های کلان برسند. عناصر اصلی توسعه های جدید در صنعت کامپیوتر و اینترنت اول بار درهمین دانشگاه  و موسسات مشابه با پول پنتاگن  طی دهه ها سرمایه گذاری خلق شدند. این بخش عمومی (دولت از طریق مالیات) بود که برای مدتی طولانی هزینه تحقیقات و اختراعات را تامین می کرد و ریسک های کلان می نمود اما در نهایت سود های کلان سر  از جیب امثال بیل گیت در آوردند.

نوام چامسکی

چامسکی در باب محیط زیست و سرمایه سالاری

استاندارد

 «مثلن همین توافق نامه کیوتو را نگاه کنید! تخریب محیط زیست نه تنها به عنوان امری عقلانی در جامعه ما جا افتاده است بلکه حتی ما در مدارس و دانشگاههایمان می اموزیم که چگونه آن را تخریب کنیم. کافی است که شما یک درس در اقتصاد یا سیاست را در دانشگاه بردارید. به شما می آموزند که انسان ها باید به عنوان امری عقلانی تجمع کننده ثروت باشند. هر انسان باید به مثابه یک فرد منفرد در راستای به حد اکثر رسانیدن سود در نظام بازار آزاد عمل کند. بازار آزاد را نظامی دموکراتیک تلقی می کنند چون هرکس در آن صاحب یک رای است! البته، برخی بیش از دیگران حق رای دارند. چون نفوذ رای شما بستگی دارد به میزان دلارهایی که دارید اما چون هرکس در یک نظام لیبرال ظاهرن مشارکت می کند آن را دموکراتیک می نامند. «

«خوب، حالا فرض کنید که ما در چنین نظامی به آن چه آموخته ایم اعتقاد داشته باشیم و بخواهیم عمل کنیم. در چنین نظامی افزایش سرمایه مصادف با تخریب محیط زیست است. آن کسانی که در اثر فعالیت تولید سرمایه ما دچار خسارت می شوند و زندگی شان تهدید می شود نسل های آینده ما هستند. آنها در این نظام بازار آزاد هیچ حق رأیی ندارند! ارزش منافع نسل های آینده ما که با مشکلات محیط زیستی دهشتناکی روبرو می شوند صفر است. هر کس که به منافع نسل های آینده توجه کند به لحاظ اقتصادی و سیاسی غیر عقلانی عمل کرده است! چون شما قرار است که سود خودتان را به حداکثر برسانید. هیچ چیز دیگری نباید برای شما مطرح باشد. پس تخریب محیط زیست و نظامی کردن فضا همه و همه سیاستگذاری های معقول به حساب می آیند اما در چارچوب این دیوانگی نهادینه شده.[ این پروتوکل های زیست محیطی مانند کیوتو نیز در همین چارچوب نوشته شده اند. ]
نوآم چامسکی

Latuff_-_CapitalismGlobalWarming

نگرش مردم جهان به بی عدالتی اقتصادی و بازار آزاد نظام سرمایه سالاری

استاندارد

 اخیرن سرویس جهانی بی بی سی از طریق بنیاد گلوبسکن یک نظر سنجی به نسبت بین المللی را انجام داده است که علی رغم مشکلات روش تحقیقی آن حاوی نتایج قابل توجهی است. مهم ترین نتیجه البته مربوط به احساس بسیار قوی بی عدالتی اقتصادی است که حتی بعد از حدودن نیم دهه از زمان بحران مالی دنیا همچنان فراگیر تر و قوی تر شده است. خلاصه از نتایج تحقیق مذکور توسط اندرو واکر در سایت بی بی سی به انگلیسی منتشر شده است و ترجمه آن نیز توسط بی بی سی دراختیار خوانندگان ایرانی قرار گرفته است.

متن انگلیسی خلاصه گزارش: http://www.bbc.co.uk/news/business-17847372

متن فارسی:‌ http://www.bbc.co.uk/persian/business/2012/04/120426_l45_economic_unfair.shtml

متن گزارش وقتی با اصل تحقیق مقایسه شود مشخصن دارای تفاوتهایی است و وقتی به مسئله میزان حمایت عمومی از اقتصاد بازار آزاد سرمایه سالار می رسد خواننده متوجه می شود که جناب اندرو واکر به شکل بسیار منحرف کننده نتایج نظر سنجی را با بازی با کلمات ارائه می کند. از چنین تحلیل گری بعید است که در فهم یافته اشتباه کرده باشد. آن چه واضح است جناب تحلیل گر بی بی سی تصورات مثبت خویش از بازار آزاد سرمایه داری را بر تن یافته های پژوهش کرده به خود فریبی و خواننده فریبی می پردازد. عموم خوانندگان یا وقت مطالعه اصل گزارش را ندارند و یا اگر دارند متوجه بازی کلمات نشده و قدرت تحلیل یافته ها بطور فنی را ندارند. عبارات ذیل از متن ترجمه فارسی گزارش آقای واکر گرفته شده است:

به رغم گستردگی احساس بی‌عدالتی اقتصادی، این قابل توجه است که حمایت فراوانی نیز از بازار آزاد سرمایه‌داری وجود دارد؛ چیزی نزدیک به سه چهارم کل پاسخ‌دهندگان در هیچ کشوری اکثریت پاسخ‌دهندگان از این ایده که سرمایه‌داری محکوم به فنا است پشتیبانی نکرده‌اند. هر چند در اسپانیا و فرانسه شمار حامیان آن به ۴۰درصد می‌رسیده است در هر دوی این کشورها نسبت مدافعان بازار آزاد فارغ از هرگونه مقررات و محدودیت دولتی بسیار پایین بوده است: ۴درصد در فرانسه و ۳درصد در اسپانیا از این حیث آمار پایین این دو کشور، به همراه ترکیه امری نامعمول است. جای تعجبی نیست که قوی‌ترین حمایت از بازار آزاد در سنگر مستحکم پرورش ایده‌های بازار به چشم می‌خورد: ایالات متحده در مجموع احساس بی‌عدالتی اقتصادی بیشتر شده است اما این ایده که بدیلی برای سرمایه‌داری می‌تواند امور را اصلاح کند حامیان اندکی دارد.>>

متن اصلی گزارش آن چنان که در تصویر زیر خلاصه شده است اما واقعیت دیگری را نشان می دهد  که در تضاد با توصیف  فوق قرار دارد: براساس این تصویر کسانی که بازار آزاد سرمایه سالاری را بی نقص دانسته و آن را تایید می کنند در اقلیت هستند و از تعدادشان در سالهای گذشته کاسته شده است. حداکثر حمایت از بازار آزاد بدون تنظیمات ۲۷ درصد (آری ۲۷ درصد) در ایالات متحده است. همان کشوری که به قول گزارش گر به درستی مهد ایده اقتصاد آزاد نولیبرالی شناخته می شود. اکثریت مردم جهان یا نظام مذکور را اساس دچار بحران و خرابی می بینند (بین ۱۴ درصد در هند تا حدود چهل درصد در اسپانیا و فرانسه) یا آن را دچار مشکل دانسته خوهان اصلاح و اعمال تنظیمات قانونی دولتی بر این نظام بازار به اصطلاح آزاد هستند. (بین ۳۰ درصد درهند تا ۷۵ درصد در آلمان). بدیهی است که اقتصاد ازادی که تحت مقررات دولتی برای حل مشکلاتش بخواهد تنظیم شود دیگر اقتصاد ناب ازاد نولیبرالی نیست. اما گویا گزارش گر بی بی سی ترجیح می دهد که جمعیت عظیم خواهان اصلاحات اقتصادی را به حساب حامیان بازارآزاد مصادره فرموده اند و تنها کشورهای فرانسه و اسپانیا را نتوانسته اند به دلیل عظیم بودن نسبت مخالفان و منتقدین بازار آزاد اجبارن مستثنا نموده اند.

در نهایت یک نگاه ساده به اطلاعات نشان می دهد که اکثریت مردم جهان یا مخالف بازار آزاد سرمایه سالاری در تمامیتش هستند یا منتقد آن می باشند. حامیان این نظام درمعنی حقیقی کلمه ((حامی)) یا ((مدافع)) در اقلیت می باشند. بسیاری از این منتقدین ممکن است بدیلی برای نظام کنونی سراغ نداشته باشند یا تحقق بدیل را در شرایط حاضر مطلوب اما کمتر ممکن دانسته و تصور کنند که اصلاح نظام به مرور می تواند به شکل منطقی تر و واقع بینانه تری به بدیل آفرینی هم بیانجامد. بنابراین بدیل این نظام را در یک نوع نظام نظارت شده و متعهد و مسئول به عدالت و دموکراسی می دانند تا زمانی که ظرفیت برای تغییر آن هم پدید آید. این که دولتمداران و نولیبرال های و سرمایه سالاران و لشکر عظیم تحلیل گران ژورنالیست ایشان در رسانه های جمعی حاکم بر جهان هنوز قدرت فهم بی مشروعیتی نظام مطلوبشان را ندارند ودر حالی که چشمه های جوشان سیلاب های عظیم بحران و مخالفت مردمی در حال فوران است و قابل مشاهده حتی در هر تحقیق آبکی از این قبیل، همچنان به مسخره کردن روشنفکران و منتقدینی که بحران سیل آسا را قبل از آمادنش می دیدند ادامه می دهند نشان از طبع استکباری و خود پرستی و طمع و آز ایشان است.

bbc2492_m4t_ctry

بحران یونان وارد مرحله جدیدی می شود

استاندارد

جنبش های اجتماعی و اعتراض های مردمی مجددن به صحنه آمده تا در برابر برنامه ها ی تشدید ریاضت اقتصادی به ایستند. اعتصابهای کوتاه مدت شروع شده اند. حداقل درآمد در یونان فقط هفتصد یورو بود که اکنون باید همین چندر غاز هم ۲۲ درصد کاهش یابد. اموال عمومی تا حتی سیستم فاضلاب کشور به معرض فروش و خصوصی سازی گذاشته شده است. میزان مقبولیت احزاب سیاسی به شدت کاهش یافته و ناتوانی نظامهای لیبرال دموکراسی در نمایندگی خواسته ها و نیازهای حقیقی مردم مشخص تر شده است چرا که علی رغم خواست مردم احزاب در قدرت به نفع ریاضت بیشتر رای داده اند تا بسته نجات مالی از اروپا را دریافت کنند. بسته ای که بناست برای نجات شرکت ها و بانکداراهای ورشکسته یونانی-اروپایی خرج شود. استقلال ملی و منافع ملی و حقوق ملی این کشور تحت تاثیر سیاست های اقتصاد بازتوسط دولتهای قدرت مند تر اروپا به بازی گرفته شده است. شرایط مانند تحمیل ریاضت اقتصادی به المان در سال ۱۹۳۳ است که باعث شد تا دموکراسی انتخاباتی در دستان احزاب فاشیست سقوط کند. خوشبختانه احزاب فاشیست در یونان هنوز مهم نشده اند. اما تلاش اروپا این است که مطمئن شود که بسته به دست مردم و بخش عمومی نرسد حتی اگر احزاب جدیدی بعد از انتخابات یونان به قدرت برسند! حزب اصلاح طلب سوسیالیست یونان که با هزار وعده به قدرت رسید خود آغاز گر این برنامه های نولیبرالی و سرمایه سالارانه بوده است. چپ ترین حزب مخالف ریاضت تا کنون تنها ۲۰ درصد مقبولیت دارد. اکنون اقتصاد یونان دیگر انتخاب های زیادی ندارد. به نظر نمی رسد که نتیجه انتخابات آتی در فصل بهار کارساز باشد و یونان بر سر دوراهی انقلاب مردمی از نوع بهار عربی یا ورشکستگی (و آشوب و غارت و بحران مانند آرژانتین سال ۲۰۰۱) است. شاید در این صورت یونان چون ارژانتین به استقلال بیشتر مالی بیاندیشدرو دست به اصلاحات سوسیال دموکراتیک بزند! با این حال بحران یونان با بحران مالی اروپا گره خورده و سایر کشورهای نیز به دنبال یونان به چنین نقطه ای خواهند رسید. ایا بهار سال ۲۰۱۲ زمان بیداری اروپایی است اما از نوع خودش؟

 

برده داری متجدد از طریق بانکداری سرمایه سالار و بدیل های دموکراتیک آن

استاندارد

چگونگی بازتولید نظام برده داری در عصر جدید از طریق نظام بانکداری– اصول چهارگانه: ۱- بانک ها از هیچ چیز، پول یا اعتبار تولید می کنند. ۲ – آنها بهره روی این پولها یا اعتبارهای وام داده شده می کشند. ۳ – هیچ پولی برای بازپرداخت سود اضافی یا ربا بر بدهی ها تولید نمی شود بلکه مقروض ها از اموال و نیروی کار و جوانی و آینده خود و فرزندان خود برای باز پرداخت چند برابر اصل پولی که برای رفع نیازهای اساسی خود قرض کرده اند خرج می کنند. ۴ – تورم ناشی از بهره و تولید مازاد پول بیش از میزان ارزش حقیقی کالاها و خدمات قدرت خرید مردم را هر سال بیشتر از سال قبل تضعیف می کند.

راه حل: اقتصاد بدون بهره بدون اعتبار تولید شده مالی کاذب بدون بازارهای بورس بازی و قماری، پول باید توسط یک نهاد دموکراتیک مردمی متناسب با ارزش لازم برای تبادل کالاها و خدمات موجود تولید شود. ارزش سهام کارخانه های و شرکت ها باید متناسب با کارایی آنها توسط یک نهاد ملی-دموکراتیک تعیین شود نه تخمین های بازاری. مالکیت صنایع و منابع کلان نباید خصوصی شود هرچند بخش خصوصی می تواند به شکل قرارداد یا مقاطعه کار در تولید کلان و خدمات ملی مشارکت کند. صنایع و منابع و خدمات کلان باید توسط نهادهای صد درصد دموکراتیک دولتی تحت نظارت شوراهای ملی و محلی تنها مدیریت شوند. مالکیت منابع و صنایع و زیر ساختارهای یک کشور مانند مالکیت مشاع متعلق به تمامی اعضای یک جامعه است و قابل واگذاری به هیچ شرکت بزرگ یا کوچک خصوصی نیست. سرمایه گذاری های داخلی و خارجی تنها به شرط حفظ مالکیت منابع و منافع مالکین – مردم – قابل قبول است. برای جلوگیری از فرار سرمایه ها به کشورهایی که حاضرند خلاف منافع مردم خود به قراردادهای ننگین تن دهند باید نظام تجارت عادلانه بین کشورها برقرار شود (نظام تجارت جهانی آزاد جز نابرابری و استضعاف کارگران نیافریده است). در هر کشور و بین کشورها نظام جامع مالیاتی باید وضع شود و این نظام نیز باید تحت نظارت کاملن دموکراتیک نهاد های ملی و مدنی باشد.

هزینه های اجتماعی یک جنون اقتصادی با نقابی از تمدن و عقلانیت

استاندارد

 حامد حسینی

اخیرن در واکنش به سخنان آقای کامرون – نخست وزیر محافظه کار بریتانیا – در رابطه با شورشهای لندن، در میان کاربران شبکه های اجتماعی انگلیسی زبان، مطالب قابل توجهی در سطح وسیع اشاعه یافته است که هرچند منابع اطلاعاتی این مطالب و میزان اعتبار آنها مشخص نیست اما هم به نظر درست می نمایند و هم حاکی از رشد نوعی خودآگاهی انتقادی در میان قشر جوان است. از آن جمله، این مقایسه جالب بین هزینه های خرابی های شورش اخیر لندن و هزینه های کلان ناشی تحمیل شده به جامعه توسط نظام بازارآزاد و دولت نولیبرال:

Read the rest of this entry

آمریکا، تروریسم و گردباد آیرین: قرنی که نکوست از دهه اولش پیداست!

استاندارد

دکتر حامد حسینی

در آستانه دهمین سالگرد حمله تروریستی به برجهای تجاری نیویورک آمریکا قرار داریم. ایالات متحده مشغول تدارک مراسم سالگرد واقعه ای است که در ابتدای قرن بیست و یکم اتفاق افتاد و نقطه عطفی در تاریخ سیاست جهانی گردید و مبدا شکل گیری نظم یا بی نظمی نوین جهانی دیگری شد. اما درست در چنین روزهایی، اخبار حاکی از وقوع حادثه سهمگین دیگری هستند. باز هم نیویورک و این بار وسیع تر از نیویورک سواحل شرقی. این بار هم ابرقدرت جهان توان مقابله با این حادثه را که بنا بر تخمین ها ۸۰ هزار خانه و ۳۵ میلیارد دلار دارایی را تهدید می نماید ندارد. تا همین حالایش حدود نیم میلیار خسارت به باهاماس وارد کرده، هفت نفر را در کالورینا کشته و برق را بروی ۷۳۰ هزار نفر قطع نموده است . راهی جز تخلیه منازل و مغازه ها برای مقابله با چنین غولی نیست

Read the rest of this entry

ثروتهای افسانه ای دگر افسانه نیستند!

استاندارد

موسسه فوربز لیست ثروت مند ترین افراد جهان در سال 2011 را منتشر نموده که به لحاظ اسامی فرق چندانی با سال 2010 نکرده مگر آنکه این افراد بر میزان ثروتشان در سال گذشته یعنی همان سالی که در آن 95 کشور دنیا رشد منفی یا نزدیک به صفر در در آمد خود را تجربه می کردند افزوده اند! به عنوان مثال نفر اول لیست آقای کارلوس اسلیم هلو و خانواده محترمشان در طی یک سال گذشته مبلغ ناقابل 20.5 میلیارد دلار بر ثروتشان افزوده شده. ایشان مکزیکی بوده (گویا اصالتن لبنانی تبار از خانواده سَلیم)  سهم عمده ای از شرکتهای مخابراتی  چند ملیتی آمریکای لاتینی و مکزیکی را طی فرایند  مقدس «خصوصی سازی»  و آزادسازی اقتصادی در دهه های اخیر صاحب شده اند. برای فهم ناقابلی ثروت این مرد توانا، مدیر و مدبر، صاحب ذکاوت و دانش و نوآوری های شخصی کافی است که اندکی دست به حساب برده محاسبه نماییم که در هر ثانیه چه میزان افزایش ثروت داشته اند.

 با یک حساب ساده متوجه خواهید شد که اگر حضرت کارلوس در خیایانی قدم زنند و روی زمین یک بسته پول 10،000 دلاری را مشاهده کنند و اگر برداشتن این بسته پول برای ایشان فقط یک ثانیه طول بکشد، برای ایشان چنین کاری به هیچ وجه صرف نمی کند که هیچ ایشان را دچار ضرری کلان می نماید. چون خود ایشان در هر ثانیه 78،006 دلار بر ثروتشان افزوده اند. لازم به ذکر می نماید این میزان پول تقریبا معادل درآمد سالیانه یک دانشیار دانشگاه قبل از کسر مالیات در ایالات متحده است

 

با این فریب خوردگان خشمگین چه کنیم؟

استاندارد

با این فریب خوردگان خشمگین چه کنیم؟

نُوم چامسکی

ترجمه: عبدالحامد حسینی

انتخابات اخیر میان دوره ای آمریکا خشمی بی سابقه را به نمایش گذاشت که من در طول عمرم به یاد ندارم. از آنجا که دموکراتها در راس قدرت هستند بنا براین، آنان هدف خشم مردم قرار گرفته اند. بیش از نیمی از مردم آمریکا در یک نظرسنجی، یک ماه پیش از انتخابات، ادعا کرده بودند که به حزب چایی  [تی پارتی – یک جنبش محافظه کار رادیکال آمریکایی با شعارهای پوپولیستی و نژادگرا که توانست در انتخابات اخیر کنگره آمریکا نقش تعیین کننده ای بازی کند] به دید مثبت نگاه می کنند

Read the rest of this entry

داستان بی ابتدا و انتهای غارت جهان و مقاومت مردمانش

استاندارد

به وبلاگ چپاول جهانی خوش آمدید! این وبلاگ بیان داستان امروزین چگونه چپاول شدن منابع انسانی و حیاتی سیاره ای بنام زمین و هم چنین مقاومت مردمانش برای نجات این سیاره را بازگو می کند. در بیان داستانهای بی شمار غارت و غفلت و مقاومت و شکست و پیروزی، صرفا شیوه توصیفی و خبرگذاری را در پی نگرفته سعی دارد با اتخاذ بینشی جامعه شناختی و تاریخی به تبیین ریشه ها و عوامل هم کمکی بپردازد

در این وبلاگ، همچنین درس نوشته هایی کوتاه به زبان ساده در حوزه جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی بنا به در خواست گردانندگان صفحه ای فیس بوکی منتشر می شود

نوشته های این وبلاگ بنا به دلیل محدودیت های زمانی نویسنده و محدودیت های فضایی وبلاگ نویسی کاملن تخصصی نبوده و بی نقص و کمبود نمی توانند باشند. قصدآن، هم کمی اطلاع رسانی است، هم اندکی ارتقاء آگاهی، هم ایجاد زمینه بحث و تامل بیشتر و هم متنی هرچند ابتدایی را برای توسعه های بعدی ثبت کردن و باقی گذاشتن.

Stop the Pillage and Plunder

Image by swanksalot via Flickr