روش شناخت قرآن در اندیشه نوین اسلامی

استاندارد

عبدالحامد حسینی

نسخه اول: منتشر شده در مجله ی فراراه – فصلنامه پژوهشي قرآن، شماره 1، 1377، صص 64- 75 (دریافت نسخه اولیه

نسخه بازنویسی شده: پاییز 1391

نسخه اول این مقاله بر اساس مجموعه سخنرانی های این نویسنده در سن 27 سالگی در انجمن اسلامی مهندسین نوشته شده بود. بنابراین بازنویسی آن لازم آمد.

برای شنیدن فایلهای صوتی روی لینک های زیرکلیک کنید:

 ———————————————————————

«وقال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذالقرآن مهجورا»[1]

تدوین و نگارش مقاله حاضر مبتنی بر حد اقل دو پیش فرض اساسی است:

  1. امکان و حق فهم قریب به یقین قرآن در هر زمان برای هر آن کس که در این مسیر سعی فارغ از «زیغ»[2] نماید در مقابل قائلین بدین مضمون که فهم قرآن تنها در نزد خداوند ومختص بدوست، و بدین طریق منکر اصل نزول و رسالت عظیم قرآن و هدایت عقلانی و ایمانی آن می شوند.
  2. «روشمندی شناخت قرآن» و وجود با اهمیت ملاک ها و معیار های عام به منظور تشخیص نقاط قوت و ضعف تأویلهای گوناگون و در نتیجه حفظ وحدت در عین کثرت و تنوع برداشت ها (و آنهم در مسیری همگرا). این پیش فرض، از یک طرف در مقابل هرگونه اختصاص انحصاری حق و توان تأویل قرآن به عده ای خاص – که آنها نیز گویی بدون جد و جهد و تنها به طریق انتسابی حاملین چنین فهمی شده اند! قرار می گیرد و از طرف دیگر در برابر یک کثرت گرایی مفرط و معتبر دانستن هر برداشت قرار می گیرد.

6965428-quran-2

در این نوشته سعی داریم تا هرچند به اجمال رهیافتهای جدیدی در شناخت قرآن را مورد بحث قرار دهیم که ارزش آنها را در عرصه احیای قرآن و اصلاح معرفت دینی و در چالش با رهیافت های سنتی یافته ایم. حرکت پویا و مستقل اندیشی که هر چند از ابتدای استعمار خارجی به همکاری استحمار داخلی در جوامع اسلامی، هوشیارانه و خود جوش و به مساعدت بزرگ نخبگانی چون سید جمال، عبده، سید قطب، اقبال، طالقانی، بازرگان، محمد تقی و علی شریعتی سیمای ضد ارتجاعی خویش را هویدا ساخته است، اما بنا به دلایلی هنوز جایگاه مناسب خویش را در میان عموم طالبین معرفت اسلامی و قرآنی نیافته است. حرکتی که می توانست بزرگترین بدیل و جانشین را برای سنت متحجر و در برابر مدرنیسم مقلدانه فراهم سازد، در لابلای امواج بنیادگرایی های کور سیاست زده و تقلید مسلکی به مثابه روش شناسی متداول در حوزه های دینی به تنها جسارت ها و تهورهای پراکنده تبدیل شده است، و ثمره کلیه تلاش های فکری و عملی اش به همرا افول خورشید قرائت های سنتی در میان نسل در معرض فراموشی و زوال قرار گرفته است.

این حرکت در وضعیت موجودش حائز جنبه ای مثبت است و آن عمومی کردن جرأت نزدیک شدن به قرآن و خارج نمودن آن از انزوای قبرستان ها و مساجد و تکیه ها است که مطابق با هدف قرآن یعنی مخاطب قرار دادن اقشار مختلف مردم و آنهم با تأکید بر تفکر و تعقل می باشد. همچنین این دیدگاه قرائت آزادی طلبانه ای از قرآن را ارائه نمود که دارای پتانسیل مقابله با برداشت های طالبانی و بنیادگرایانه سیاسی ضد دموکراتیک از قرآن را دارد. اما نقطه ضعف آن ناشی از عدم وجود یک روش شناسی نظام مند و برنامه پژوهشی مشترک بین اسلام شناسان و قرآن شناسان مترقی، و فقدان یک الگوی مکتبی و ایدئولوژیک همگرایانه در طرح معانی و موضوعات قرآنی بوده و مآلن موجب پراکندگی ها و ناسازگاری ها در این رهیافت شده است.

در نگاهی کلی و گذرا به تاریخ تلاشهایی که در جهت فهم قرآن در عرصه اسلام مترقی به عمل آمده است، متاسفانه آنهارا شامل کوشش های پراکنده و به درو از یک انسجام فکری و عملی، هماهنگی در شناخت و متأثر از عقاید و ارزش گذاری های شخصی می یابیم. تکثر البته امری مثبت است و نشان سلامت و عدم وجود قرائت های هژمونیک آن چنان که در میان حوزه های سنتی قرآن شناسی وجود دارد. اما عدم توانایی  و تعهد جدی برای درگیر شدن در گفتگوهای سازنده و پروژه های مشترک جهت تدویل اصول روش شناسی فهم قرآن در میان اسلام شناسان آزادی خواه خود نقطه ضعفی است که نقطه قوت  کثرت گرایی ایشان را خنثی می نماید.

از زمان رنسانس در غرب و سلطه ایلخانان تازه مسلمان شده و پس از آن دروان صفویه و قاچار، تفاسیر قرانی هرچه بیشتر ازتحولات روش شناختی در علوم انسانی و کلامی مدرن فاصله گرفته و فارغ از هرگونه برنامه مدون آموزشی و پژوهشی در مدارس دینی و تنها بر اساس الگوهای سنتی و انگیزه ها و تمایلات شخصی مفسرین شکل گرفته اند. قبل از این دوره اما با گستره ای از تفاسیر عرفانی مواجه هستیم. این تفاسیر نیز هر چند از این امتیاز بهره می جویند که انحصار در فهم قرآن را شکسته، دارای محورها و اصول مشترک بوده و معتقد به معناکاوی و باطن خواهی در قرآن هستند، اما از داشتن درکی عملی نسبت به ابعاد واقعی زندگی مردم، مشکلات و مسائل عمده اجتماعی محروم بوده اند و فاقد توان ترجمه ایده های قرآن به برنامه های عملی اجتماعی در جهت تأمین سعادت جامعه و تولید ایدئولوژی های ظلم ستیز و عدالت خواه زمان خود بوده اند. از طرف دیگر، نحوه برداشت تفاسیر سنتی غیر عرفانی از قرآن شدیدن متأثر از ارزشها و ضرورت های عقیدتی حاکم بر اندیشه سنتی و رسمی دینی است. این رهیافت سعی در حفظ مشروعیت و استیلای خویش از طریق تحریک دین باوری غیر عقلانی در میان مخاطبین خود دارد و چون در زمانی بسر می برد که عقلانیت علمی و تحقیقی جایی  درمیان فرهنگ جاری بازی نکرده است این رسالت خویش را از طریق حریت افکنی و تعجب آفرینی خصوصا حول متشابهات قرآنی به ثمر می رساند. به عنوان نمونه نگاه این رویکرد به پدیده معجزه تنها به دلیل توانایی خاص و انتسابی پیامبران بر این امر و عجز دیگران، کیفیت غیر عقلانی و مغایر سنت های معمول الهی، تقدس خاص می یابد و تا بدان جا پیش می رود که تبدیل و تحویل سنت الهی یا سنت شکنی را به عنوان یک سنت الهی معرفی می کند!

اما امروزه چنین نگرشی ضمن رشد عقلانیت علمی در سطح جهانی و ناتوانی آن در پاسخ گویی به مسائل فکری و اجتماعی موجود به چالش عظیمی فراخوانده شده است. بسیاری از جوانان مسلمان اکنون در حوزه های علوم انسانی و دینی و ادیان شناسی و فرهنگ شناسی در کشورهای آزاد تر غربی مشغول به تحصیل هستند و و تعاملات بین دانشگاه ها در حوزه های قرآن شناسی و الاهیات و اسلام شناسی بین موسسه های تحقیقی-آموزشی و بین محققین مستقل از طریق اینترنت افزون شده است. امروزه بسیار آسان تر شده است برای بسیاری از محققین تا ازطریق اینترنت به انواع متکثر تری از برداشت ها و تفاسیر و ترجمه دسترسی داشته باشند. وظیفه حیرت افکنی و تعجب برانگیزی و شور آفرینی های احساساتی در مورد قرآن و اسلام به وظیفه تعقل برانگیزی در رویکرد نوپای اسلام مترقی تبدیل شده است که ضرورت خود را  هر چه بیشتر در عرصه های نظری و عملی می نمایاند. رهیافت سنتی مبتنی بر فرآیند.

رهیافت سنتی مبتنی بر فرآیند «دانستگی» در قرآن، اهداف ارشادی و اصلاحی آنرا چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی در پای معانی ظاهری و اهداف مصلحت طلبانه و مرید پروری ذبح می کند. در نتیجه قرآن از یک طرف در میان خواص تبدیل به مجموعه ای از معلومات و دانستی های تخصصی می شود که عمدتن غیر کاربردی و ذهنی اند و رسیدن به آنها نیز از طریق جمع آوری روایات و احادیثی ممکن است که به درک قرآن ما را رهنمون می شوند. و در سطح عوام به مجموعه ای از داستانهای شگفت انگیز که در یک کلام حاوی این پیام اند: «خداوند قادر به انجام هرکاری است که بخواهد»! و بدین ترتیب شکاف عظیمی بین خواص و عوام پدید می آید عوام را در نهایت جز ارجاع کار فهم قرآن به خواص باقی نمی ماند.  اگر قبول کنیم که دانستن برای فهمیدن است و حیرت حاصل تفکر و باطن در ضمن ظاهر، بنا بر این می توان رهیافت سنتی را حاصل بهم خوردن دوگانگی های مذکور به نفع حیرت بی فکرت، دانستن بدون فهم و ظاهر بدون باطن دانست.

منطق قرآن

 همانطور که علی شریعتی عنوان می دارد، قرآن به مثابه یک متن ادبی از سبک های متعددی چون سبک منطقی استدلالی، توصیفی، تشریحی، خطابی، نمادی، اسطوره ای و غیره استفاده یم کند.[3] در عین حال دارای منطق و زبان ویژه ای است که بدان جاودانگی عینی و عملی خاص بخشیده است. قرآن به طور یگانه و یکسانی در سرتاسر متن به مثابه گفتاری منسجم از جانب گوینده ای به نام الله نوشته شده است که مردم، مسلمانان، مومنین، کافرین، مشرکین، انسانها، و در بسیاری موارد خود محمد را مخاطب قرار می دهد. در هیچ کجای این متن خدا مورد خطاب نیست. گوینده (الله) گاهی خود را به شکل سوم شخص بکار می برد اما در این موارد این شائبه وجود ندارد که گوینده متن عوض شده است بلکه جملات در مورد الله به گونه قانون گونه نوشته شده است مانند آن که الله هیچ خیانت پیشه ناشکری را دوست نمی دارد یا اینکه الله دانای غیب است و غیره. بنابراین سبک نگارش کلی قرآن با ادعای آن که کلام الله است نه کلام هیچ بشری حتی محمد (ص) در انطباق می باشد. از این لحاظ قرآن به شکل یگانه ای نسبت به هر متن مقدس دیگری متمایز می شود.

قرآن معانی و مفاهیم متنوعی را در سبک های مختلف باهم بگونه ای ترکیب کرده است که روابط منطقی و عمیقی با یکدیگر دارند، لذا فهم اجزاء آن بدون ارجاع به کلیت قرآن و کشف روابط بین مفاهیم کلیدی (شبکه مفاهیم) و آنهم در چارچوب یک بینش استخراج شده از خود قرآن ممکن نخواهد بود. سهمی از این جاودانگی مربوط به اتخاذ سبک سمبولیک و استفاده از سمبلها در قرآن می باشد که خاص قرآن نبوده و متونی چون دیوان حافظ و مثنوی معنوی از این گونه جاودانگی برخوردارند. اما سهم عمده ای از جاودانگی قرآن مربوط به منطق ویژه آن است  که در ارتباطی تنگاتنگ با زندگی فردی و اجتماعی انسان ها یا اقوام، معرفت رب، معرفت نفس، معرفت خلق، سعادت و شقاوت، اخلاق و سنت ها و حقوق بشر و قوانین الهی می باشد و آنهم  در قالب عبارات کوتاه، مفاهیم معمول در عرف و بیشتر به صورت مثل، تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز.

بنابراین می توان مسئله جاودانگی را در سه بعد (یا سه بخش) مطرح نمود:

(1) جاودانگی کلامی، به سبب نظم ظاهری بین آیات هم به لحاظ قرائت و هم به لحاظ ترکیب کلمات و سبک کلامی نمادین بدان ویژگی یک متن بی نظیر و بیادماندنی را اعطا کرده است. وزین و متوازن بودن متن به شکل منسجمی در بیان انواع مختلف موضوعات حفظ شده است. در حالی که عمومن اشعار در بیان احساسات انسانی و یا بیان داستانهای حماسی بکار می روند، قرآن سبک یگانه ریتمیک خود را حتی در بیان احکام عملی (چگونه وضو گرفتن به عنوان مثال) احکام حقوقی و ایده های حکمت آموز و اخلاقی غیره حفظ نموده است. هیچ کتابی چون قرآن این مجموعه ای منسجم از انواع مختلف ایده ها و موضوعات را در سبک شبه نظم گونه یا مسجع عنوان کرده است. قالب اصوات و ترکیب کلمات و عبارات به گونه ای انتخاب شده اند که در هیچ زمانی کهنه و منسوخ نشده، دلنشین و جذاب می باشند. درک چنین جاودانگی نیاز به تخصص در زبان عربی خصوصا عربی کلاسیک و آشنایی بیشتر با متون ادبی این زبان دارد. تاثیر قران بر ادبیات عرب و خصوصا شکل گیری دستور زبان آن که برای تدریس این زبان به غیر عرب زبانان مسلمان شده به علت اهمیت فهم قرآن  مهم بود نیاز به پژوهش تاریخی زبان شناختی دارد. با این حال عربی قرآن هم چنان نیاز به ترجمه شدن به عربی مدرن دارد. بسیاری از مفاهیم تحت تاثیر گذر زمان و تحولات تاریخی زبان در معانی جدید و متفاوتی نسبت به 1400 سال پیش بکار می روند.

ادامه دارد….

[1] – فرقان 30 – «پیامبر گفت همانا قوم من این قرآن را بدور افکنده اند!»

[2] – زیغ به معنی میل به باطل و کژمنشی اشاره به آیه شش در سوره آل عمران.

[3] – شریعتی، علی، روش شناخت اسلام. صص. 643-649.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s