اعتراض به بی بی سی فارسی در مورد مقاله ی «تاثیر «کوروش بر توماس جفرسون و بنیان‌های آمریکای مدرن

استاندارد

بخشی از نامه فرستاده شده به بی بی سی فارسی که تاکنون بی جواب مانده است
با عرض سلام خدمت مسئولان و کارکنان محترم بی بی سی فارسی.

بنده … در پی انتشار مطلبی در مورد تاثیر کوروش بر توماس جفرسون و بنیانهای امریکای مدرن بدین وسیله مراتب نگرانی خود را در مورد شیوه ی اغراق امیز و قابل پرسش نوشته مذکور ابراز می دارم. http://www.bbc.com/persian/41876993?ocid=telegram
ضمن اینکه به عدم تخصص خود در زمینه تاریخ ایران/بین النهرین باستان و باستان شناسی ایران و خاورمیانه اقرار می نمایم اما مشکلات موجود در مطلب نوشته شده توسط اقای پویا زارعی حداقل برای بنده عیان تر از آن است که بدون ابراز نگرانی رها شوند.

images

لذا قبل از بیان نکات انتقادی در مورد نوشته مذکور از مسئولان این رسانه در شرایطی که مطالب  فراحقیقتی بسیاری در فضای مجازی خصوصن در راستای اسطوره سازی های پوپولیستی شایع شده، خواهشمندم که قبل از انتشار چنین مقالاتی ابتدا حد اقل نمونه ای از مقاله را برای رویو یا نظرخواهی به اساتیدی که سالها در این زمینه کار کرده اند فرستاده و نظر انها را جویا شوید. اما مشکلات یا مسائل قابل بحث در این مقاله:

  1. ادعای اصلی نویسنده وجود تاثیر گذاری تساهل دینی و فرهنگی در زمان حاکمیت کوروش دوم (معروف به کوروش کبیر) بر پدران امریکای مدرن و بنای دموکراسی و تساهل دینی در این کشور از ابتدای استقلال آن است. حال انکه ضمن اعتراف به این امر که تنها سند معتبر بر وجود چنین تساهلی در منشور کوروش قرنها بعد از پایه گذاری امریکا پیدا شده است از طریق نشان دادن توجه دو نفر از پدران امریکا یعنی جفرسون و ادامز خواسته تا نظریه خود را ثابت نماید.
  2. نویسنده برای اثبات نظر خود به بخشهایی از نامه های این دو شخصیت اشاره کرده است که در انها از کوروشنامه زنفون یا گزنفون یاد شده است. ضمن تقدیر از ایشان که به این قسمت از نامه ها لینک داده اند هرکس که به اشارات این نامه ها مراجعه کند در خواهد یافت که تنها توصیه به خواندن یا ترجمه کوروش نامه توسط جفرسون کافی نیست تا نتیجه بگیریم که وی در امر تساهل دینی و سکولاریسم از کوروش الهام گرفته است. برای اثبات این نظریه نویسنده باید مشخصن نشان دهد که پدران امریکا این معنی را عینین از کوروش نامه درک کرده اند و در کوروش نامه چنین معنایی به عیان بیان شده است! امری که نوشته گذشته از صحت یا عدم صحت ادعاهایش از آن در مانده است.اما در نامه های جفرسون چنین چیزی استنباط نمی شود . اشاره های جفرسون بسیار گذار و بدون قضاوت یا نظر هستند.

    بلکه حتی بدتر در روزنوشته های جان کنسی ادمز که نام کوروش و کوروش نامه اورده شده خلاف این امر مشاهده می شد. در این روزنوشته ها یا دایری در روز دوم دسامبر وی می گوید که بخش مقدمه کتاب کوروش نامه را در چهار صبح متوالی خوانده است. سپس نظربسیار منفی اش را اینچنین بیان می کند که نشان میدهد قصد خواندن ان یادگیری بهتر زبان بوده است تا چیزی در مورد تساهل دینی تحت حاکمیت کوروش:
    I have got through in four mornings, the preface to the Cyropaedia, but it is a crabbed piece of business. The Stile of this author is said to be Beautiful: a person who understands as little of it as I do, cannot discover the graces, that fine language, communicates to Ideas. I can only perceive a very great simplicity; which it would not be proper for an author at this day to adopt.

    ترجمه را به عهده خودتان می گذارم

    در جای دیگر در روز سی ام دسامبر می نویسد:
    I finish’d the first book of the Cyropaedia; to admire the beauties of this book I must be much more acquainted with the Language, it is written in, than I am at present. The Events related in what I have gone through, are in themselves small, and not very interesting; related with a simplicity of style, adapted to them: the Conversation between Cambyses and Cyrus, which concludes the book, may perhaps be of great service to military Characters.
    بازهم ترجمه به عهده شما

    قابل توجه است که ابراز مسئله تنوع تحت حاکمیت وسیع کوروش در اول همان کتاب اول کوروش نامه توسط زنفون عنوان شده که جناب زارعی هم بدان اشاره کرده اند. اما ادمز هیچ توجهی به این مسئله نکرده است و همچنان در مورد سبک نوشته نظر داده و گفتگوی بین کوروش و کمبوجیه را قابل توجه نظامی ها نه حقوق دانان یا سیاست مداران دانسته است.

  3. هرکس اندکی با زنفون اشنایی داشته باشد از تنفر وی در مورد دموکراسی که طی آن استادش سقراط تحت دستور یک دادگاه در آتن به مرگ محکوم شد اطلاع دارد. زنفون هم مانند دیگر شاگرد سقراط یعنی افلاطون از دموکراسی دل خوشی نداشت. وی مرسونری کوروش صغیر بود بنابراین بدیهی است که کسی که علیه اتن با دشمن اتن دموکراتیک همداستان شده برای اثبات نظرات خود از کوروش شخصیتی بسازد که بتواند نشان دهد که می شود نظام متمرکز به رهبری یک شاه خوب داشت و این بهتر از یک نظام دموکراتیک است. اما جناب زارعی گویا این مسئله را نه تنها فراموش کرده بلکه برعکس قصد دارد تا نشان دهد که زنفون تساهل و تتوع را به عنوان ارزش های اخلاقی ذاتن مورد ستایش قرار داده و این امر مثبت انگاری تساهل و حتی «سکولاریسم!» بر عقاید جفرسون تاثیر گذاشته است!(تا انجا که بنده مطلعم زنفون شاگرد سقراط بود و خود ازجنگجویان یونان باستان که به علت حکم مرگ سقراط توسط دادگاه آتن از دموکراسی آتن متنفر بود. زنفون در جوانی به ارتش کورش صغیر به عنوان مرسونری می پیوندد تا وی را در جنگ علیه برادرش اردشیر دوم بر سرتخت و تاج کمک کند. اما کوروش صغیر در 80 کیلومتری بابل شکست خورده کشته می شود. زنفون اینبار به شمال ترکیه فعلی گریخته و سپس در استخدام پادشاه اسپارت علیه آتن می جنگد. وی در دشمنی با آتن و همکاری به دشمنان آتن چون ایران و اسپارت فروگذاری نمی کند و از اینرو از مریدان و شیفتگان شاهان هخامنشی بوده است. به نظر مسلم می آید که برای یک مزدور هخامنشی ها در یونان تصور شکست کوروش کبیر و کشته شدنش دشوار باشد. این درحالی است که سایر روایات از مرگ کوروش به کشته شدن وی اشاره دارند و  او تنها کسی است که معتقد است کوروش به مرگ طبیعی مرده است! )
  4. گذشته از این که اعتبار کوروش نامه به دلایل عدم وجود تاریخ نویسی علمی و فاصله چند صد ساله با زمان کوروش کبیر و داستان بافی های تخیلی قابل سوال است اما حتی اگر آن را هم معتبر در نظر بگیریم در همان صفحه اول کتاب اول زنفون آب پاکی را روی دست هرکس که به خواهد به وی سکولاریسم و تساهل قومی مذهبی ببندد می ریزد.[1.1.4] Cyrus: Unique as a Monarch. But all this is not so surprising after all, so very different was he from all other kings, both those who have inherited their thrones from their fathers and those who have gained their crowns by their own efforts; the Scythian king, for instance, would never be able to extend his rule over any other nation besides his own, although the Scythians are very numerous, but he would be well content if he could maintain himself in power over his own people; so the Thracian king with his Thracians, the Illyrian with his Illyrians, and so also all other nations, we are told. Those in Europe, at any rate, are said to be free and independent of one another even to this day.

    Empire of Cyrus: Emperor by Consent. But Cyrus, finding the nations in Asia also independent in exactly the same way, started out with a little band of Persians and became the leader of the Medes by their full consent and of the Hyrcanians by theirs; he then conquered Syria, Assyria, Arabia, Cappadocia, both Phrygias, Lydia, Caria, Phoenicia, and Babylonia; he ruled also over Bactria, India, and Cilicia; and he was likewise king of the Sacians, Paphlagonians, Magadidae, and very many other nations, of which one could not even tell the names; he brought under his sway the Asiatic Greeks also; and, descending to the sea, he added both Cyprus and Egypt to his empire.

    [1.1.5] Empire of Cyrus: Vastness & Diversity. He ruled over these nations, even though they did not speak the same language as he, nor one nation the same as another; for all that, he was able to cover so vast a region with the fear which he inspired, that he struck all men with terror and no one tried to withstand him; and he was able to awaken in all so lively a desire to please him, that they always wished to be guided by his will. Moreover, the tribes that he brought into subjection to himself were so many that it is a difficult matter even to travel to them all, in whatever direction one begin one’s journey from the palace, whether toward the east or the west, toward the north or the south.

«وی (کوروش) بر این ملت ها حکومت کرد اگرچه آنها به زبان وی سخن نمی گفتند و از ملیت وی نبودند. با این همه او قادر بود که منطقه ی وسیعی را پوشش دهد بوسیه ی ترسی که وی در انداخته بود. که وی با همه مردان را با ترور و ترس برخورد می کرد و کسی تلاش نکرد تا جلوی او بایستد. و او قادر بود که در همه این تمایل را ایجاد کند که وی را خشنود از خود سازند. ….

براحتی دیده می شد که زنفون هیچ تمایلی به ارزش نهادن به تساهل و تنوع و حقوق بشر و سکولاریسم حتی در ابتدایی ترین معانی آنها چه رسد معانی قرن روشن گری و مابعد در مورد کوروش نداشته بلکه برعکس کوروش یک اسطوره ای است برای مشروعیت زدایی از دموکراسی آتنی وتوجیه ایده ضد دموکراتیک یک دیکتاتور دلسوز!

بیشتر از اینها می توان نوشت. اما گویا جناب زارعی کارشناس ارشد تاریخ سوربون هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری دارند و انهم در جهت حقیقت یابی. و گویا همچنین ایشان از کتابی که اخیرن در باره تاثیر گذاری اسلام و قرآن بر جفرسون و تساهل و پلورالیسم دینی در امریکا منتشر شده و به طور مفصل  و مستند تلاش کرده تا نظر خود را ثابت نماید و همچنین تعداد زیادی از مقالات انیترنتی در رسانه های مختلف در این زمینه اطلاع داشته اند چرا که گویی برخی از جملات ترجمه شده یا بطور مستقیم ملهم از جملات این کتاب  ست؟  و گویا به نوعی مصادره به مطلوب هم صورت گرفته است. به هرحال این ظن قابل اثبات یا رد نیست.
https://www.amazon.com/Thomas-Jeffersons-Quran-Islam-Founders/dp/0307268225/ref=sr_1_1?s=books&ie=UTF8&qid=1380402614&sr=1-1&keywords=jefferson%27s+quran

https://www.thedailybeast.com/thomas-jeffersons-quran-how-islam-shaped-the-founders

برنامه پرگار قبلن از حضور جناب دکتر علی موسوی در زمینه منشور کوروش و عدم تازگی آن به لحاظ تنوع قومی و مذهبی بهره برده و می توانستند این نوشته را حداقل برای نظر خواهی نزد ایشان بفرستند. با توجه به نمونه های متعدد مشابه قبل و بعد از کوروش می توان استنباط کرد که تساهل مذهبی مندرج در منشور چیزی جز یک استراتژی مانند همان تساهل ظاهری بین قومی و مذهبی امپراطوری انگلیس و مانند آن نیست چرا که از هزینه های سلطه می کاهد. البته کوروش می توانسته مانند سایر دیکتاتورها و امپراطور ها چنین شیوه ای را اتخاذ نکند چنان که پسرش گویا در مصر نکرد و تاوان پس داد. اما ذکاوت و درایت یک حکم فرمایی که تساهل را در حدی که خطری برای حاکمیت اش نداشته باشد تحمل می کند هیچ ربطی به دموکراسی و سکولاریسم  و حقوق بشر امروزی و خصوصن بنیانهای امریکای مدرن ندارد. این شیوه تساهل از قدمت چندین هزاره ای قبل از کوروش برخوردا است و آنهم حداقل در تاریخ درخشان تمدن بین النهرین که متاسفانه توسط جناب زارعی با برداشتی اورینتالیستی و هنوز استعمار زده، دنیایی «با آن درجه از توحش و وجود فرقه‌های بدوی دینی … در نزاعی بی‌‌پایان» معرفی می شود!

از اطاله کلام عذر خواسته و توجه شما را ارج می نهم.

 ششم نوامبر 2017

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s