بحران در جامعه سرمایه داری

استاندارد

مقاله بحران در جامعه سرمایه داری نوشته دیوید هلد از کتاب دیکشنری اندیشه های مارکسیستی که توسط این نویسنده در سال 1380 ترجمه شده بود و در شماره 50 مجله فرهنگ توسعه منتشر شده بود اکنون قابل دسترسی در اینترنت برای علاقه مندان است.:

در این نوشته دیوید هلد (استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل) به طور خلاصه  توانایی نظریات مارکسیستی را برای تحلیل بحران در جامعه سرمایه داری ارزیابی می کند. ابتدا از نقاط قوت اندیشه مارکسیستی در این زمینه شروع می کند. مارکسیستها توانستند بین دو نوع بحران در نظام سرمایه تمایز قایل شوند. بحران اول که بیشتر به شکل سیکلی به افول و صعود بازارها مربوط می شود و بحران از نوع دوم که ساختاری تر است و ریشه در تضادهای بنیادین این نظام دارد و ممکن است به تحول اساسی منجر شود.

مارکس به بحران نوع دوم بیشتر پرداخت و انرا حاصل تضاد ذاتی بین تولید اجتماعی و منافع خصوص دانست. در نظام سرمایه داری تولید جمعی صورت می گیرد (بکارگیری کارگران) اما منافع به شکل سرمایه در اختیار سرمایه سالاران قرار می گیرد. این تضاد منجر به انباشت سرمایه در دستان افراد کمتر و کمتری می شود و باعث رشد انحصار می شود. پیش بینی مارکس در این زمینه درست از آب در آمده است وقتی که خصوصا به رشد نابرابری جهانی و ملی نگاه می کنیم. مارکس همچنین نشان داد که چگونه در نظام سرمایه داری اجزای این نظام به شدت به هم مربوطند و بحران در یک قسمت به به سرعت به قسمت های دیگر منتقل می شود. این باعث می شود که یک نظام سرمایه داری ناب هرگز نتواند به تحقق به پیوندد چرا که حتی خود سرمایه داری نیاز به ثبات دارد.

این ثبات از طریق مدخله دولت در اقتصاد تحقق می یابد. اما این مدخله همانطور که بعدا نومارکسیست ها نشان دادند خود نمی تواند دوام بیاورد چرا که منجر به رشد پیچیدگی در نظام سیاسی و تشدید بوروکراسی و افزایش هزینه های دولتی شده و این به بحران مشروعیت در نظام سوسیال دموکرات سرمایه داری منجر می شود. در اثر این بحران ما شاهد رشد جنبش های جدید اجتماعی غیر کارگری خواهیم بود. همچنین فعالیت های رای زنی بین بنگاههای اقتصادی و اتحادیه های کارگری و اصناف سازماندهی شده به اشکال فرا پارلمانی (مانند رشد لابی ها) تشدید می شود. در این زد و بند ها مسلما اقشار ضعیف و متوسط شرکت ندارند و دموکراسی به شدت تضعیف می شود و این بر بحران مشروعیت می افزاید.

در حالی که مردم به بحران زایی سرمایه داری واقف اند اما همچنین به بدیلهای این نظام نیز اطمینان ندارند خصوصن در زمانه مابعد فروپاشی سوسیالیسم در شرق  و افول سوسیال دموکراتها در غرب. زمینه برای رشد راست افراطی فراهم می شود. از طرف دیگر جهانی شدن بر پیچیدگی های نظام سرمایه داری و مشکلات آن افزوده است. فشار های بین المللی دست دولتها را در مواجهه با مشکلات داخلی می بندد و بر بحران مشروعیت آنها می افزاید.

برای درک بهتر بحران ها باید بر تعامل بین فراینده ای ملی و فراملی توجه نمود. به نظر دیوید هلد نظریه های کلاسیک مارکسیستی به نظر توان لازم برای تحلیل این تعاملات را ندارند و باید مورد بازسازی و بازنگری قرار گیرند.

متاسفانه هلد تداوم رشد نظریه های نومارکسیستی و پسا مارکسیستی را مورد بررسی قرار نمی دهد. مارکس خود بر خصلت جهانی شونده  سرمایه کاملن واقف بود. و از این رو این نظریه امکان بررسی شرایط را دارد و بسیاری از نومارکسیست ها تلاش های زیادی برای نوسازی نظریات خود کرده اند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s