فرار اقتصاد نوکلاسیک از پرسش امکان پذیری!

استاندارد

نظریه های بد اقتصادی که بر نوعی توهم در مورد جامعه و اقتصاد استوارند می توانند عواقب ویران کننده ای برای جامعه داشته باشند. منطق خود تنظیمی بازار و عدم نیاز به دخالت دولت و جامعه مدنی در تنظیم روابط اقتصادی به اقتضا و در تناسب با پیچیدگی های خاص هر جامعه نوعی توهم است که اساس نظریه ها  و مدل های اقتصادی مکتب نوکلاسیک (نولیبرالیسم یا بازار آزادگرا) را تشکیل می دهد.

مشخص است که نمی توان اقتصاد جوامع انسانی را بر اساس مدل های ذهنی بریده از واقعیت و ایده آلیزه شده اداره کرد. مشکل عظیم تر این نظریه ها این است که چون صاحبان این نظریات تصور شان از واقعیت را بر مبنای مدلهای ذهنی خود بنا کرده اند و چون این مدلها قابلیت اجرایی شدن «به طور کامل» در واقعیت را ندارند هر گاه سیاست گذاری های ایشان با شکست مواجه می شود جامعه یا دولت را به علت جلوگیری  از تحقق کامل  مدلهای ذهنی شان مقصر می دانند و با این کار نقطه ضعف خود را به نقطه قوت تبدیل می نمایند! از این رو این نظریه ها با تکیه بر قدرت رسانه ها همچنان به مشروعیت سازی به نفع خود حتی پس از بحران های مالی اقتصادی ادامه می دهند. اما مسئله مهم تری که سعی در مخفی کردنش دارند همچنان بی جواب می ماند و آن امکان ناپذیری عملی کردن کامل مدل هایشان در واقعیت است. جالب این جاست که در نقد مدلهای رقیب خود مانند اقتصاد مشارکتی یا اقتصاد شرکتهای تعاونی هرگز به موانع تحقق کامل این مدلها توجه نکرده و این مدلهای رقیب را از اساس  نا موفق و ناممکن و نا مطلوب می دانند.

526310_583526585024476_2088223211_n.jpg

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s