مصاحبه با دیوید هاروی در مورد بحران یونان

استاندارد

در ژوئن سال جاری – ۲۰۱۱ – پارلمان یونان اجرای سیاست های ریاضت اقتصادی را در حالی که هزاران معترض در خیابان های یونانون با نیروهای امنیتی و پلیس درگیر شده بودند تصویب کرد. سوال این جاست که آیا یونان راه دیگری غیر از رفتن به سمت اتخاذ سیاست های ریاضتی را داشت یا نه و آیا این امکان وجود داشت که بگذاریم یونان دچار ناتوانی مالی در پرداخت وام هایش شود؟

آیا یونانونی ها انتخاب دیگری داشتند؟

دیوید هاروی. بلی داشتند و آن اعلام  ورشکستگی در پرداخت وام ها بود. به همین سادگی و باید این امر را می گذاشتند هرچه زود تر رخ دهد.

عواقب این وضعیت چه می بود؟

 هاروی: واضح است که عواقب بسیار بدی می داشت اما اگر به شرایط کنونی نگاه کنید وضعیت بسیار بد تر است. یونان در ده سال تا پانزده سال آینده رشد اقتصادی به علت درگیر شدن در پرداخت وامهای کلان نخواهد داشت و استاندارد های زندگی به علت ریاضت اقتصادی افول نموده و در نهایت به علت سنگینی وامها یونان مجددن به وضعیت ورشکستگی خواهد رسید.

نقطه نظر مقابل با نظر شما این خواهد بود که به علت این وامها و کنار کشیدن دولت از اقتصاد، رشد اقتصادی باز خواهد گشت. یونان وامها را پس می دهد و شرایط بهتر می شود.

هاروی : آنچه اتفاق می افتد شبیه به ایرلند خواهد بود که رشد اقتصادی به آن باز نگشت. در اثر سیاست های ریاضتی استاندارد زندگی کاهش یافته تقاضا کاهش می یابد رشد، حاصل نمی شود، درآمدهای تولید شده خارج می شوند، و شغل های بیشتر ناپدید می گردند.

 به نظر من سوال اصلی این است که چرا اتحادیه اروپا به شکل مسئولانه تری نسبت به بحران در یونان عمل نمی کند.

در مورد مسئله تقاضا برای مصرف و استاندارد زندگی و امنیت مالی به نظر می رسد که سران گروه بیست این مسئله را  در مورد چین خوب درک کردند اما در مورد یونان چنین فهمی را از خود نشان نمی دهند. در مورد چین مدام خاطر نشان کردند که چین باید شرایط اجتماعی را بهبود ببخشد تا تقاضا برای مصرف کالاهای تولیدی در داخل کاهش پیدا نکند.

هاروی:علت این است که هم در اروپا و هم در آمریکا یک پروژه سیاسی و نه یک ضرورت اقتصادی برای نجات مردم درحال انجام شدن است. آن پروژه سیاسی هم همان تقویت هرچه بیشتر متمولین از طریق فشار بیشتر آوردن بر مستضعفین است.

بارها درهمین کشور -آمریکا- اتفاق افتاده که کار را به بحران می کشند بعد برای نجات سرمایه سالاران وامهای کلان می گیرند و بعد این وامها را با قطع مزایا و هزینه های رفاه و تامین اجتماعی و عمومی برای مردم پس می دهند.

اگر من یک میلیونر آمریکایی باشم خوب خیالم نیست که چند درصد مردم بیکار هستند یا تقاضا در آمریکا کاهش یافته چون می توانم بروم جاهای دیگر سرمایه گذاری کنم ودر بازارهای دیگر بفروشم. اما اگر من یک میلیونر اروپایی باشم آیا چنین چیزی ممکن است و چرا باید من بخواهم یونان به خاک سیاه بیافتد اگر امکان فعالیت اقتصادی خارج از اروپا کمتر ممکن است.

هاروی: از زمانی که حوزه یورو را تشکیل داده اند صنایع آلمان با از دور خارج کردن صنایع کشورهای دیگر مانند یونان شکوفایی خیره کنندگی داشته اند و میزان صادرات آلمانی ها رشد چشمگیر داشته است و هنوز هم با وجود افول یونان رشد دارد، چون بخش عظیمی از صادراتش به چین است که چین هم همچنان به رشدش ادامه داده و مشتری آلمان مانده

اما آنچه آلمان مسئولانه در قبال یونان می توانست بکند همان کاری بود که آمریکا برای آلمان  بعداز جنگ جهانی کرد، یعنی نجات آلمان بعد از ورشکستگی اش و حتی کمک به رشد اقتصادی آن بدون مشروط کردن کمکش به سیاست های ریاضت اقتصادی در آلمان

مقاله ای اخیرن منتشر شده که نشان می دهد کشوری که در صد سال گذشته بیش از همه کشورهای اروپایی دچار ورشکستگی شده همان آلمان است

 …..

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s