توسعه انسانی در ایران: صعود یا نزول؟

استاندارد

عبدالحامد حسینی

گویا گزارش اخیر توسعه انسانی سازمان ملل بالاخص در مواردی که مربوط به ایران است باعث شعف برخی از مفسرین داخلی شده است. اعتبار این گزارش به ناگهان در میان نهادهای رسمی پررنگ گردیده است و بهبود شاخص توسعه انسانی ایران به سیاست های اخیر نسبت داده شده است. این درحالی است که افزایش تصاعدی تورم و نابرابری و بیکاری و کساد اقتصادی به خصوص در بخش تولید مشهود تر از آن است که بتوان براحتی چنین تفاسیری را پذیرفت. پس  سوال می شود چگونه می توان گزارش 2010 توسعه انسانی در مورد ایران را درک نمود؟

در مورد شاخص توسعه (محاسبه اصلاح شده ) روند به قرار زیر است:

0.702 (2010) – 0.697 (2009) 0.641 (2008) – 0.619 (2005)

شاخص قدیمی:

(0.739 ) 2010  -(0.715 )2005

همانطور که در یادداشت اخیر در مورد این گزارش آوردم: از جمله ایرادات اساسی از جانب منتقدین به شاخص توسعه انسانی این است که هنوز وزن زیادی به شاخص تولید ناخالص ملی (بخشی از درامد ناخالص ملی) می دهد که معیاری است  به لحاظ سنجش میزان واقعی درآمد مردمان یک کشور ناکافی  و حتی گمراه کننده و از طرف دیگر دو شاخص تحصیلات و امید به زندگی (عمر متوسط) هم شاخص هایی به لحاظ توسعه هر چند اساسی اما بسیار ناکافی. بسیاری از کشورها می توانند با انجام برنامه های توسعه حداقلی مانند واکسیناسیون و ارائه آموزش نسبتا بی کیفیت بدون تضمین آینده شغلی و رفاهی، بهبودهایی آماری را از این لحاظ حاصل کنند. این شاخص نیز براساس متوسط گیری است و میزان نابرابری های داخلی و کیفیت رفاه عمومی را  تا کنون در خود نشان نمی داده است. بنابراین نابرابری ها ی داخلی یک کشور به عنوان فاکتور خارجی در نظر گرفته می شد. اما گزارش اخیر مدعی است که برای اولین بار در پاسخ به ایراد مذکور شاخص توسعه انسانی را بر اساس نابرابری داخلی هر کشور اصلاح نموده و بنابراین اکنون شاهد جابجایی های قابل توجهی در رتبه بندی بسیاری از کشور ها هستیم.

گزارش اخیر مدعی است که جامع ترین گزارش است زیرا روند تغییرات در بازه زمانی 4 دهه اخیر را به بحث می گذارد. این گزارش همچنین در واکنش به ایرادات و انتقادات، بالاخره نابرابری داخلی را در محاسبه ضریب توسعه  انسانی وارد کرده است. هرچند این اصلاح براساس آمارهای رسمی کشورها و شاخص های ناکافی مانند ضریب جی نی است با این حال باید از این حرکت تا حدودی استقبال نمود(هر چند ایرادها و نگرانی ها ی بسیاری هنوز پا بر جای هستند). این اصلاح شاخص اکنون شاید به کشورها این انگیزه را بدهد که برای بهبود رتبه خود، بهبود برابری های درآمدی را نیز مد نظر داشته باشند.

نام ایران در این گزارش 72 مرتبه ذکر شده است.در مقایسه با گزارش های قبلی، ایران از سال2007  که  رتبه 88 ام را اشغال کرده بود به رتبه 70 در سال 2009 ارتقا پیدا کرده است. علت این ارتقای چشم گیر در واقع همان اصلاح شاخص توسعه انسانی با لحاظ کردن نابرابری ها داخلی است و نه الزاما بهبود شرایط اقتصادی و انسانی در سالهای اخیر. با این حال  (وقتی شاخص سالهای قبل هم اصلاح شوند) هنوز کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا علی رغم کاهش درآمد در چهار دهه گذشته توانسته اند به طور متوسط 14 سال بر امید به زندگی شهروندان خود اضافه کنند.

همچنین ایران در چهار دهه گذشته به لحاظ بهبود در بخش غیر درامدی توسعه انسانی جزو ده کشور اول دنیا قرار گرفته است. این روند بهبود در مقایسه با کشورهای هم سطح در سال 1970 محاسبه شده است.  ایران جزو آن دسته کشورهایی قرار گرفته که به لحاظ شاخص رشد اقتصادی با نزول مواجه شده اند اما به لحاظ شاخص غیر اقتصادی  و کل توسعه انسانی با بهبود قابل توجه. با این حال وقتی سایر شاخص های خارج از توسعه انسانی را وارد کنیم، ایران برخلاف کشورهای مشابه در آمریکای لاتین که روند بهبود در دموکراسی را نیز تجربه کرده اند غیر دموکراتیک تر شده است.

در این مورد تذکر نکته هایی مهم واجب می نماید. این رتبه بندی ها نسبی هستند و بهبود توسعه انسانی در ایران با لحاظ کردن نابرابری های داخلی در چهار دهه اخیر رامی توان به عوامل مختلفی  نسبت داد : اول) میزان برابری های اجتماعی درایران در یک دهه اول انقلاب به علت سیاست های بازتوزیعی دولت ایران در طول جنگ، بهبود چشمگیری در مقایسه با قبل از انقلاب پیدا کرد. با این حال به علت ارزانی نفت و درگیر در جنگ و تحریمها، درآمد کشور پایین بوده و بنابراین این برابری در سطوح پایین اقتصادی فراهم شده است. دوم) با شروع آزادسازی های اقتصادی در ایران بعد از جنگ به نظر می رسد که نابرابری ها رشد کرده اما همزمان درآمد کشور هم افزون شده است. بنابراین انتظار میرود که شاخص توسعه انسانی در سطح قبلی خود تقریبا ثابت مانده ودر نهایت به همراه  افزایش سرسام آور درآمد نفتی در دهه اخیر اثر منفی گسترش نابرابری ها در شاخص توسعه انسانی را خنثی کرده است. سوم) به علت نسبی بودن این رتبه بندی ها، بسیاری از کشورهای جهان سومی (به خصوص آمریکای لاتینی) و جهان اولی (بخصوص بریتانیا و آمریکا) که در سالهای اخیر با گسترش عظیم نابرابر ی های درآمدی به علت تعمیق سیاست های نولیبرالی و  بحران مالی بوده اند با  کاهش  رتبه توسعه انسانی (با لحاظ نابرابری داخلی) روبرو شده و بنابراین وخامت رتبه آنان باعث بهبود رتبه کشورهایی مانند ایران شده است که بنابه دلایل فوق (افزایش ناگهانی درامد نفت) و سیاست های خارجی انقباضی، عدم پذیرش در سازمان تجارت جهانی و تحریم های اقتصادی غرب، فرصت جهانی شدن کمتری داشته اند.

بنابراین بهبود رتبه ایران در این گزارش های تا حدود قابل توجهی ناشی از روبه وخامت گذاشتن نابرابریهای اقتصادی اجتماعی در کشورهای پیشرفته و جهان سومی چون آمریکای لاتین است که در دهه اخیر فرصت های بهتری برای آزادسازی (ولنگارسازی) اقتصادی کسب کرده اند. نکته قابل توجه در این گزارش این است که گزارش مذکور به طور ضمنی نشان می دهد که  سیاست های آزادسازی اقتصادی به شدت نابرابری زا بوده اند و بنابراین در گزارش اخیر باعث  بدتر شدن رتبه این کشورها شده اند . بهبود رتبه ایران و کشورهای همانند تا حدود قابل توجهی ناشی از شکست این سیاست ها دراقتصاد های آزاد شده دیگر و موانع ساختاری تحقق تام و تمام این سیاست ها در ایران در طول سه دهه اخیر و افزایش اخیر بهای مواد خام صادراتی  در کناررشد نیاز چین به این مواد بوده است. حد اقل نتیجه ای که می توان از گزارش اخیر گرفت آن است که کشورها، دیگر نباید تمامن توجه خود را به افزایش درآمد از طریق آزادسازی مصروف کنند چون به وضوح این افزایش درآمد حتی اگر محقق شود به بهبود شاخص جدید توسعه انسانی نخواهد انجامید مگر به برابری توزیع منافع رشد نیز همزان توجه شود.

(به بحث گذاشتن نکات فوق نیاز به بررسی عمیق تر و مستند تر آمار و ارقام معتبر توسعه اقتصادی و انسانی در ایران دارد)

__________________________

دوست عزیزی سوال به جایی فرموده اند که:

“همانطور که مستحضرید داده های این گزارشها “معمولاً” داده های “دو سال” گذشته‌ی آن است. مثلا گزارش 2009 بر اساس داده های سال 2007 و گزارش سال 2007 بر اساس داده های سال 2005 تنظیم شده بود. من دقیقاً متوجه نشدم که گزارش سال 2010 بر اساس داده های همین سال تنظیم گشته و یا بر اساس داده های سال 2008؟”

سوال بسیار مهمی است از انجا که می دانیم در سال 2008 بحران مالی جهانی اتفاق افتاد و قطعا در نظر نگرفتن سالهای بعدی در این گزارش از اعتبار آن به شدت می کاست. اما جواب را نقل قول می کنم از خود گزارش:

Unlike past reports which presented the HDI on a two year time lag, this year’s report presents HDI values and ranks for the current year 2010. Data for 2010 were available for life expectancy at birth and mean years of schooling, and data for the most recent year available were used for expected years of schooling. For GNI per capita (PPP US$) 2010 estimates were made by applying GDP growth estimates from the IMF to the World Bank’s most recent GNI per capita (PPP US$) data.

منبع: http://hdrstats.undp.org/images/explanations/USA.pdf

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s